تبليغاتX
اهل سنت کرمانشاه

1)      سنی کافر است، نکاح با آنان جایز نیست. (تهذیب الاحکام ج7/302 شیخ الطائفة طوسی)

2)   اهل سنت کافرند، با آنان نکاح صحیح نیست و ذبیحه ی آنان خورده نمی شود چون حرام است. (تهذیب الاحکام ج7/303 شیخ الطائفة طوسی)

3)      سنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده، لذا نکاح با آنان حرام است. (من لایحضره الفقیه ج3/258 ابو جعفر ابن بابویه قمی)

4)      پس خورده ی سنی نجس تر از پس خورده ی هر دشمن اسلام است. (من لا یحضره الفقیه ج1/8 ابوجعفر ابن بابویه قمی)

5)   اهل سنت بدتر از یهودی، نصرانی، و مجوسی و به اجماع تمام علماء شیعه کافر و نجس هستند. (الانوار النعمانیه ج2/306 نعمت الله موسوی الجزایری)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 10:3 |
محمد ابراهیمی
در رابطه با آیه تطهیر تیجانی سماوی می‌گوید:
1- منظور آیه از اهل بیت همان چهارده معصوم هستند، او به دو روایت از ام سلمه همسر پیامبر ص که جلال الدین سیوطی در تفسیر «الدر المنثور» آورده و به حدیث کساء معروف است( ) استناد کرده و می‌گوید که ام سلمه خود را مشمول آیه تطهیر نمی‌دانست.
2- اگر منظور زنان پیامبر ص می‌بود، چرا ضمیر جمع مذکر (عنکم) و (یطهّرکم) آمده و ضمیر مؤنث (عنکن) و (یطهرکن) نیامده است؟ و ادعا کرده که ضمیر جمع مذکر در دو کلمه «عنکم» و «یطهرکم» به همان معصومین برمی‌گردد.

پاسخ:
اولاً: در مورد واژه «اهل» باید گفت: اصولاً در قرآن (اهل) به جمعی گفته می‌شود که در اموری باهم نقاط مشترکی داشته باشند؛ همچون «اهل کتاب» که در داشتن کتاب اشتراک دارند، یا «اهل اسلام» که در اسلام، اشتراک عقیده دارند( ). بنابراین، واژه اهل در مصادیق مختلف به کار رفته، اعم از همسران پیامبر ص، افراد خانواده و کسانی که مشترکات عقیدتی دارند، باید به قبل و بعد آیه نگریست تا معنی مورد نظر «اهل» را در آنها یافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:11 |
محمد ابراهیمی

در مورد حدیث «ثقلین» می‌گویند: این حدیث «متواتر» و از مسلمات غیرقابل انکار تاریخ اسلام است، و تواتر و صحت آن با حدیث «کتاب الله» یا «کتاب الله و سنتی» قابل مقایسه نیست.

پاسخ:
همانگونه که قبلاً عرض کردم، اعتبار اولی و اساسی هر حدیث بر پایه «سند روایت» آن نیست، بلکه بر پایه «محتوا و متن» آن می‌باشد که باید با قرآن و سنت قطعی رسول خدا ص سازگاری داشته باشد، سند حدیث «کتاب الله و سنتی» را همه می‌پذیرند؛ چون موافق با قرآن است، و اگر یک سند روایت هم داشته باشد مورد قبول خواهد بود؛ زیرا «محفوف به قرینة قطعیه» است، و شما هم می‌پذیرید که رسول خدا ص کتاب و سنت را از خود بر جای نهاد و هرکس به راستی به آن دو متمسک شود اهل نجات است، و آن دو از یکدیگر جدایی ناپذیرند، و روی هم رفته عقاید و شرایع اسلام را تکمیل نموده و توضیح می‌دهند.
اما اگر بخواهیم «عترت» را به جای «سنت» مرجع قانون‌گذاری در اسلام معرفی کنیم، با واقعیت همخوانی ندارد، زیرا خود آنان از اولین پیروان قرآن و سنت بوده اند!.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:8 |
محمد ابراهیمی
تیجانی می‌گوید: حدیث ثقلین «کتاب الله و عترتی» در صحیح ترمذی، مسند احمد، صحیح مسلم و همچنین در منابع اصلی اهل سنت نقل و ثبت گردیده است.

در پاسخ به او باید گفت:
آری! آن حدیث در منابع اهل سنت آمده، اما هیچ‌یک از علمای اهل سنت آن را غیر از روایت امام مسلم «صحیح» ندانسته اند، روایت صحیحی که در «صحیح مسلم» آمده از زید بن أرقم  نقل شده است.
امام احمد بن حنبل نیز در مسند خود هفت روایت را نقل کرده که یکی از زید بن أرقم  است که با روایت مسلم توافق دارد، و چهار روایت از آنها از أبی سعیدالخدری  و دو روایت نیز از زید بن ثابت  نقل شده اند...
در میان راویان تمام چهار روایتی که از أبی سعید خدری  نقل شده اند، «عطیه العوفی» دیده میشود که تمامی علمای دانش (حدیث‌شناسی) او را ضعیف و جاعل حدیث دانسته اند( )، برای اطلاع از دلایل ضعف او می‌توانید به کتاب «میزان الاعتدال»( ) و «حدیث الثقلین و فقهه» تألیف «دکتر علی احمد السالوس» مراجعه کنید!( ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:7 |
محمد ابراهیمی

خود علی  نیز قوام حکومت اسلامی و سعادت انسان را در تمسک به کتاب خدا و سنت رسول او که آنها را به عنوان دو ستون و دو چراغ معرفی می‌کند می‌داند؛ همانگونه که پس از ضربت‌خوردن و قبل از شهادتش فرمود:
«أما وصیتی فالله! لا تشرکوا به شیئا ومحمداً  فلا تضیعوا سنته! أقیموا هذین العمودین وأوقدوا هذین المصباحین وخلاکم ذم ما لم تشردوا»( ).
«وصیت من به شما این است که هیچگونه شریک و انبازی را برای خدا قرار ندهید، (و ویژگی‌های خدایی را برای غیر او قایل نشوید) و به فرمان او عمل کنید و سنت محمد ص را کنار نگذارید و تباه نسازید، این دو ستون محکم و برافراشته را برپای دارید، و این دو چراغ را روشن نگاه دارید! مادامی که دست از این دو اصل برنداشته اید، هیچ ایرادی بر شما نیست».
باز می‌فرماید:
«ولکم علینا العمل بکتاب الله وسیرة رسول الله، القیام بحقه والنعش لسنته»( ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:5 |
محمد ابراهیمی
تیجانی در کتاب «آنگاه که هدایت شدم» می‌گوید: دو مأخذ و مرجع اصلی اسلام عبارتند از: «قرآن» و «اهل بیت پیامبر»  که همان چهارده معصوم هستند، یعنی پیامبر، علی، فاطمه و یازده فرزندشان، و به این حدیث که به «روایت ثقلین» مشهور است استناد کرده است:
«إني تارک فیکم الثقلین: کتاب الله وعترتی أهل بیتی....».
«من در میان شما دو چیز گرانبها را بر جای گذاشتم، یکی کتاب خدا و دیگری اهل یتیم را...».
به همین دلیل اهل بیت پیامبر ص را هم سنگ با کتاب خدا می‌داند، و معتقد است که «قرآن» و «ائمه» برای حل و فصل مشکلات و اختلافات بین مسلمانان دو مرجع منحصر به فرد هستند، لذا هرکس ادعای مسلمان‌بودن را دارد، باید از ائمه و عترت پیامبر اطاعت مطلق داشته باشد، در غیر این صورت قطعاً گمراه و کافر است؛ زیرا تنها تمسک به ائمه است که انسان را به سعادت دو جهان می‌رساند!.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:4 |
محمد ابراهیمی
آیة الله ابوالفضل برقعی در کتاب «عرضه روایات اصول بر قرآن و عقول» میگوید: «شیعیان امامیه برای اثبات منزلت «اهل بیت» به روایتی از رسول خدا ص که فرموده اند: «شما را به کتاب خدا و اهل بیتم سفارش می‌کنم، و من از خدای عزوجل خواسته ام میان آنها و قرآن فاصله نیندازد، تا روزی که با من برروی حوض بهشت ملاقات می‌نمایند» استناد می‌کنند.
می‌گوییم: ما قطعاً این سخن را قبول داریم، اما چرا شیخ کلینی کتاب خود را از روایاتی خلاف قرآن و عقل پر کرده، به صورتی که مسلک و مرام اهل بیت را به کلی از قرآن جدا و بیگانه نشان می‌دهند، چرا روایان روایات‌های موجود در «اصول کافی» به ویژه این روایت را به أئمه نسبت داده اند؟! ناگزیریم بگوییم که یا کلینی و روایانش این سخن را قبول نداشته اند، یا قصد داشته اند ائمه را با قرآن بیگانه جلوه دهند!.
اضافه بر این «اهل بیت» یعنی خانواده و خانواده‌ی پیامبر منحصر به حضرات علی و حسنین ب نیست، بلکه همسران رسول خدا ص نیز اهل بیت و خانواده او به شمار می‌آیند.
در این حدیث برای اثبات امامت علی و حسنین ب به «آیه‌ی تطهیر» استدلال می‌کنند، ما نیز آن را در اینجا می‌آوریم و توضیح می‌دهیم تا موضوع برای خوانندگان نیز روشن شود:
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:3 |
محمد ابراهیمی
در مورد این واقعیت که علی  و سایر اهل بیت پیامبر ص با خلفای پیش از خود بیعت کرده اند هیچ شک و تردیدی نیست، همانگونه که حضرت علی  در مورد بیعت با خلفا چنین می‌فرماید:
«فمشیت عند ذلک إلی أبی بکر، فبایعته ونهضت فی تلک الأحداث ...فلما احتضر بعث إلی عمر، فولاه فسمعنا وأطعنا وبایعنا وناصحنا..»( ).
«در آن هنگام نزد أبوبکر رفتم و با او بیعت کردم و در آن حوادث (جنگ با برخی از قبایل مرتد) با او همراه شدم، زمانی که أبوبکر به حالت احتضار رسید ولایت را به عمر سپرد و ما حرف شنویی داشتیم، اطاعت می‌کردیم، بیعت نمودیم و خیرخواهی نشان دادیم».
شیخ طوسی نیز روایت کرده که حضرت علی  در جمع شکست خوردگان جمل فرمود:
«فبایعت أبابکر کما بایعتموه فوفیت له بیعته... فبایعتم عثمان فبایعته وأنا جالس فی بیتی، ثم أتیتمونی غیر داع لکم ولا مستکره لأحد منکم، فبایعتمونی کما بایعتم أبابکر وعمر وعثمان، فما جعلکم أحق تفوا لأبی‌بکر وعمر وعثمان بیعتهم منکم ببیعتی؟»( ).
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:1 |

محمد ابراهیمی

آیة الله ابوالفضل برقعی در کتاب «عرضه روایات اصول بر قرآن و عقول» می‌گوید: «شیخ کلینی مؤلف کتاب (اصول کافی) از باب 122 تا باب 133 دوازده باب را ترتیب داده تا منصوصیت ائمه‌ی إثنی عشر (یعنی تعیین آنها را از طرف خداوند) اثبات کند، چون مدعیان روایات موثق و معتبری که امامت انتصابی الهی را اثبات کند در اختیار ندارند، از این رو به روایات غیرصحیح و نامعتبر از قبیل احادیث فصل حاضر و فصل‌های بعدی (کتاب اصول کافی) متوسل شده اند و چنانکه خواهیم دید، آن احادیث به هیچ وجه قابل اعتماد و استناد نیستند.

البته غالباً به «حدیث غدیر» متوسل می‌شوند، اما حدیث غدیر نیز برای اثبات ادعایشان کافی نیست، اگر حدیث غدیر و عبارت «مَن کُنتُ مَولاهُ، فَهذا عَلِیُّ مَولاهُ، اَللَّهُمَّ والِ.....» چنان که ادعا می‌شود، واقعاً مربوط به امامت انتصابی الهی بود، لااقل پیامبر اکرم عدد ائمه و یا اسامی آنها و یا اصول کلی امامت را به وضوح بیان می‌فرمود، از قبیل اینکه امر امامت به دوازده تن منحصر است و جز در فرزند امام قبلی نخواهد بود، مگر سومین آن‌ها که فرزند امام پیش از خود نیست، و هریک از آنها کتاب و وظیفه‌ای خاص خود را دارند و الخ..... تا حجت بر امت مسلمان تمام شود، و این همه فرق گوناگون و مخالف یکدیگر به وجود نیایند و دیگران امکان ادعای امامت نیابند و امت متفرق نشوند، این کار با اهمیت مقام امامت بسیار مناسب است، و جزو حداقل بیان لوازم هدایت امت به یکی از اصول دین بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 0:17 |
محمد ابراهیمی
تیجانی در صفحه (133) کتاب «آنگاه هدایت شدم» ماجرای «روز پنجشنبه» و روایت «قلم و دوات» را یادآور شده، و بر پایه آن بر این باور است که پیامبرص در یکی از روزهای پایانی عمر مبارک و زمان بیماری می‌خواست نامه‌ای را در مورد جانشینی علی  بعد از خود بنویسد، لذا به اصحاب فرمود: «قلم و دواتی را برایم بیاورید، تا چیزی را برایتان بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید!».
اما بعضی از اصحاب از جمله عمر مانع نوشتن این وصیت‌نامه شدند و پیامبر را به هذیان‌گویی ناشی از بیماری متهم کردند و گفتند: قرآن برای ما کافی است! پیامبر ص نیز خشمگین شد و همگی را از منزل خود بیرون راند!؟.
هرچند این روایت در کتب حدیث آمده، ولی «متن، محتوا، طرق روایت و القائات» آن مانع از مقبولیتش می‌باشند، زیرا ممکن است در شرایطی جعل شده باشد که اختلافات مذهبی و سیاسی در اوج خود بوده است، این روایت از جهت «درایتی» نیز بی‌اعتبار است، و ما در این بخش از کتاب از هردو نظر روایتی و درایتی آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 0:14 |
محمد ابرهیمی
«یا علی أنت منی بمنزلة هارون من موسی إلا أنه لا نبی بعدی»
این حدیث صحیح دومی است که تیجانی در کتاب خود آنگاه که هدایت شدم به آن استدلال کرده، و به دنبال آن چنین نتیجه‌گیری می‌کند:
«بر خردمندان پوشیده نیست که در این حدیث چه ویژگی‌هایی برای امیرالمؤمنین علی نهفته است، زیرا وزارت، جانشینی و خلافت او را به اثبات می‌رساند، همان‌گونه که در غیاب موسی هنگامی که برای ملاقات خداوند به میقات رفته بود، هارون وصی، وزیر و جانشین او بود.
اینجا نیز به همان معنی است و نسخه‌‌ای از همان اصل است، جز اینکه هارون پیامبر بود، اما علی پیامبر نیست، زیرا این را همین حدیث مستثنایش کرده و از آن برداشت می‌شود که علی از همه اصحاب برتر و با فضیلت‌تر است، و هیچ‌کس جز پیامبر ص از او برتر نیست»... (ص242)

در پاسخ باید گفت:
این سخن پیامبر ص نیز به دنبال رویداد «تبوک» برای تبرئه حضرت علی  از اتهامات منافقین علیه او گفته شد، همانگونه که تمامی تواریخ معتبر آورده اند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 0:10 |
محمد ابراهیمی

«من کنت مولاه، فهذا علی مولاه»
تیجانی و بیشتر شیعیان ادعا می‌کنند که پس از پایان مراسم حجة الوداع در مسیر بازگشت به مدینه پیامبر ص از جانب خدا مأمور گردید که علی  را به امامت و جانشینی پس از خود به مردم معرفی کند؛ لذا در محلی به نام «غدیرخم» از شترش پایین آمد و فرمود: مردم جمع شوند! و سپس این جمله را در مورد حضرت علی  فرمود:
«من کنت مولاه، فهذا علی مولاه! اللهم وال من والاه وعاد من عاداه!»
برخی از روایان عبارت مشکوکی( ) مانند: «و انصر من نصره و اخذل من خذله» «پروردگارا! یاری کن کسی را که علی را یاری کند و خوار کن کسی را که علی را تنها می‌گذارد!» را به آن اضافه کرده اند.
پس از آن معرفی بود که خداوند آیة: ﮋﭻﭼﭽﭾﮊ (المائدة:3) را نازل فرمود و با انتصاب علی  به این مقام دین اسلام تکمیل شد و...!.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 0:6 |
محمد ابراهیمی

تیجانی در کتاب «همراه با راستگویان» فصلی را به همین آیه اختصاص داده و می‌گوید: «خداوند سبحان می‌فرماید:  (المائدة: ٣( «امروز دین‌تان را کامل کردم و نعمتم را برای شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پذیرفتم».
غالب شیعیان می‌گویند: این آیه در «غدیرخم» و پس از نصب علی از سوی پیامبر ص به عنوان خلیفة مسلمین نازل شد، و این مطلب را به نقل از ائمة اهل بیت روایت می‌کنند، لذا «امامت» را جزو اصول دین به شمار می‌آورند» (ص115).
آری! تیجانی و بسیاری از شیعیان برآنند که این آیه نیز در مورد علی  نازل گشته است، زمانی که پیامبر ص از طرف خدا مأمور گردید علی  را به جانشینی خود برگزیند، در غدیرخم روز هجدهم ذی الحجه توقف کرد و به مردم فرمود: «من کنت مولاه، فهذا علی مولاه» پس از این بود که آن آیه نازل شد، و دین اسلام با جانشینی و ولایت علی کامل گردید و نعمت خداوند بر مسلمانان تکمیل شد، و «امامت» یکی از اصول دین( ) و در ردیف «توحید» و «نبوت» و «معاد» درآمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 0:1 |
محمد ابراهیمی
خداوند در قرآن می‌فرماید:
(المائدة: ٦٧( «ای پیامبر! هرآنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به تمام و کمال و بدون ترس) به مردم برسان (و آنان را بدان دعوت کن) اگر چنین نکنی، رسالت خدا را (به مردم) نرسانده‌ای، و خداوند تو را از (خطرات و گزند) مردم (مخالف) محفوظ و مصون می‌دارد، و خداوند کافران را هدایت نمی‌کند».
آیة فوق آیة دیگری است که تیجانی در کتاب «همراه با راستگویان» به عنوان «آیة بلاغ» از آن یاد کرده، و همچون بسیاری از شیعیان معتقد است که این آیه روز غدیرخم هنگامی که پیامبر ص با اصحابش از حجة الوداع به مدینه بر‌می‌گشت نازل شد، خداوند در این آیه به پیامبرش چنین امر فرموده که علی را به جانشینی خود معرفی کند و از هیچ کس هراس و بدل راه ندهد، و اگر چنین نکند در واقع رسالت خدا را ابلاغ نکرده است.
به همین علت پس از نزول آیه پیامبر ص علی  را خواند و سپس به مردم فرمود: «من کنت مولاه، فهذا علی مولاه».. (ص100) تیجانی پا را فراتر از آن نهاده و حتی به تحریف و دستکاری قرآن قائل شده.! او به روایتی استناد میکند که از ابن مردویه نقل شده که او از ابن مسعود شنیده که گفته است: «در زمان حضرت رسول ص ما این آیه را چنین می‌خواندیم: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربك إن علیاً مولی المؤمنین و إن لم تفعل فما بلغت رسالته...» «ای رسول ما! آنچه را که از سوی پروردگارت نازل شده به مردم ابلاغ کن که به راستی علی مولا و رهبر مؤمنان است، اگر چنین نکنی رسالتش را ابلاغ نکرده ای...» (ص) 132.

در جواب می‌گوییم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 23:59 |
محمد ابراهیمی
دلیل دیگری که تیجانی در کتاب «همراه با راستگویان» به آن استناد نموده، این آیه است:
 (البقرة: ١٢٤( «آنگاه که پروردگار ابراهیم او را بوسیلة کلماتی آزمود و او (به خوبی) آنها را به تمام و کمال انجام داد، (سپس خداوند) فرمود: من تو را امام و پیشوای مردم قرار می‌دهم، (ابراهیم) گفت: از دودمان و فرزندان من چه؟ فرمود: (این) پیمان و وعده من به ستمکاران نمی‌رسد، (بلکه تنها فرزندان نیکوکار و بازماندگان صالح تو را دربر می‌گیرد)».
تیجانی همچون بسیاری از شیعیان ادعا می‌کند که «امامت و خلافت» منصبی است الهی، و امام و خلیفه از جانب خدا تعیین می‌شود! زیرا خداوند می‌فرماید:  (البقرة: ١٢٤( «من تو را امام و پیشوای مردم قرار می‌دهم».
بنابراین، ادعا «امامت» منصبی است الهی، و مردم در انتخاب رهبری نقشی ندارند، و در مورد چیزی که نص الهی و فرمان خداوند آمده، «شورا و انتخابات» معنای نخواهند داشت، لذا هرگونه شورا و انتخابی در این زمینه و از جمله شورای تشکیل شده در سقیفة بنی ساعده برای تعیین خلیفه بعد از پیامبر ص محکوم و مردود است، زیرا خداوند خود علی  را به آن مقام منصوب نموده و پیامبر ص هم بارها و بارها به آن سفارش نموده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 19:46 |
محمد ابراهیمی
تیجانی معتقد است که آیه 55 سورة مائده در مورد حضرت علی  نازل گشته است، همانگونه که در کتاب «همراه با راستگویان» این روایت را از ابوذر نقل می‌نماید که «من روزی با رسول خدا نماز می‌خواندم، سائلی را در مسجد دیدم که از مردم درخواست کمک می‌کرد، اما کسی چیزی به او نداد، علی در آن هنگام در حال رکوع بود، با انگشت میانه اش به سائل اشاره کرد و سائل نزدیک آمد و انگشتر را از انگشت حضرت علی بیرون آورد.
بعد از نماز پیامبر ص رو به سوی خداوند نمود و عرض کرد: بار خدایا! برادرم موسی از تو درخواست کرد و گفت: «پروردگارا! سینه ام را فراخ کن و امورم را بر من آسان گردان و گره از زبانم بگشا تا سخنم را دریابند، و از بین خاندانم برادرم هارون را جانشینم قرار بده! و با یاری او مرا تقویت کن! و او را در کارهایم شریک ساز! تا هردو باهم بسیار تسبیحت گوییم و همیشه به یاد تو باشیم، و همانا تو به ما آگاه و بصیر بوده و هستی» آنگاه تو ای خدای من! به او فرمودی که «ای موسی! بدان که درخواست تو برآورده شد.» خدایا! من هم بنده و پیام‌رسان تو ام، پس سینه ام را بگشای و امورم را آسان گردان و از بین خاندانم علی را جانشینم کن که به وسیلة او تواناترم سازی».
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 19:43 |
محمد ابراهیمی

غالب شیعیان معتقدند که «امامت» و جانشینی پیامبر حکم و تصمیمی الهی است و انتخاب امام و رهبر به مردم واگذار نمی‌شود، زیرا خدا به پیامبر امر فرمود: حضرت علی را به عنوان جانشین خود تعیین کند و پیامبر نیز آن را به مسلمانان ابلاغ نمود.
ولی مسلمانان اهل سنت و محققین و میانه‌روهای شیعه معتقدند که رسول خدا هیچ‌کس را به عنوان جانشین خود تعیین و یا معرفی نکرد، بلکه بعد از وفات پیامبر ص بزرگان اصحاب از مهاجرین و انصار در راستای عمل به آیة(الشورى: ٣٨( خود رهبر و یا خلیفه را انتخاب کردند، اهل سنت برای اثبات رای خود به موارد زیر نیز استدلال می‌کنند:
در کتاب مروج الذهب مسعودی که علمای شیعه او را از خود می‌دانند، می‌خوانیم: «مردم در زمان خلافت حضرت علی  و پس از ضربت‌خوردن آن حضرت نزد او رفتند و پرسیدند: ای امیرمؤمنان! خدای‌ناکرده اگر تو را از دست دادیم، اجازه می‌دهی با فرزندت حسن بیعت کنیم؟ علی فرمود: من نه به شما توصیه می‌کنم که با او بیعت کنید و نه شما را از این کار نهی می‌نمایم، شما به امور خودتان آگاه‌تر هستید».
«همچنین مردم به علی  گفتند: ای امیرمؤمنان! آیا مقام خلافت را به کسی واگذار نمی‌کنی؟ فرمود: نه! من تصمیم‌گیری را به خود شما می‌سپارم، همچنان که رسول خدا ص به مردم حق داد که خود خلیفه و پیشوای‌ شان را انتخاب کنند»( ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 19:40 |
محمد ابراهیمی

استاد احمد کاتب محقق شیعی عراقی در کتاب «سیر دگرگونی اندیشه شیعی» می‌گوید: «تاریخ‌نگاران نخستین شیعه مانند: نوبختی، اشعری قمی و کشی اولین هسته‌های تحول فکری در میان اصحاب امیرمؤمنان علی  را به شخصی به نام (عبدالله بن سبا) نسبت داده اند، گفته می‌شود که او ابتدا اهل کتاب بوده و بعد به دین اسلام روی آورده است، نوبختی در باره ابن سبا می‌گوید: «او نخستین کسی بود که به واجب بودن باور به «امامت علی  آشکارا دعوت می‌کرد، ابن سبا در دوران پیش از مسلمان‌شدنش قائل به وصی بودن «یوشع بن نون» پس از موسی بود، و پس از گرویدن به اسلام نیز علی را وصی رسول خدا ص می‌دانست، او آشکارا از مخالفان علی اظهار بیزاری می‌کرد و با ایشان به مجادله می‌پرداخت و به ابوبکر، عمر و عثمان و دیگر صحابیان آشکارا ناسزا می‌گفت»( ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 19:39 |
محمد ابراهیمی
تأمل در منابع اعتقادی طی سه مرحله سامان می‌یابد، در مرحلة اول  به شیوة عمومی معارف اسلامی، یعنی ضوابط رایج علم رجال، منابع اعتقادی را مورد ارزیابی سندی قرار خواهیم داد، در مرحلة دوم اسناد روایات اعتقادی از زاویة اختصاصی جعل احادیث توسط «غلات و مفوضه» مورد بررسی قرار می‌گیرد، در مرحلة سوم از امکان استناد به اخبار آحاد در اصول دین و اعتقادات که حوزة یقین و عدم‌جو از تقلید است بحث خواهد شد.
فرضیه این مقال به قرار ذیل است: در حوزة اعتقادات در استناد به روایات (که علی الاغلب متواتر نیستند) ضوابط عمومی علم رجال و درایه از قبیل لزوم و ثاقت راوی در موارد عدیده‌ای زیرپا گذاشته شده است، (مرحلة اول)، دسیسة تشکیلاتی غلات و مفوضه در جعل اسناد روایات اعتقادی بنام راویان موثق به تأسیس «اصل عدم اعتبار احادیث اعتقادی (در مباحث اختلافی مذهبی) إلا ما خرج بالدلیل» می‌انجامد، (مرحلة دوم) اصولاً در حوزة اعتقادات و اصول دین که یقین لازم است و تقلید جائز نیست، استناد به اخبار آحاد که نهایتاً مفید ظن هستند مجاز نیست، و فاقد دلیل می‌باشد، (مرحلة سوم) در نتیجه آن دسته از مباحث اعتقادی که مستندی جز اخبار آحاد ندارند در زمرة امور بی دلیل بوده، جزء دین محسوب نمی‌شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:30 |
محمد ابراهیمی
قرن‌هاست که همت علما و حوزه‌های علمیة ما مصروف اجتهاد در فروع دین شده است؛ لذا اصول دین ما کمتر مورد واکاوی و اجتهاد و بحث استنباطی قرار گرفته است، به عنوان مثال ما در زمینه‌ی روایات فقهی کتاب مفیدی مانند «وسائل الشیعه» داریم، این کتاب مجموعة روایاتی است که یک فقیه امامی نیازمند آنها است، جا دارد بپرسیم: کدام کتاب را سراغ دارید که همة روایات اعتقادی معتبر شیعه در آن گرد آمده باشند، و همانند «وسائل الشیعه» بتوان به آن استناد کرد؟ کدام کتاب را سراغ دارید که در آن همة روایات معتبر اخلاقی ما را گرد آورده باشند، تا بر مبنای آن بتوان چهرة اخلاقی اهل بیت را معرفی کرد؟.
وقتی گردآوری منضبط وجود نداشته باشد به طریق اولی اجتهاد و بحث و اظهار نظر هم در این حوزه‌ها بسیار محدود و اندک است، از همین روست که هنوز متون قرون ماضیه به عنوان متون درسی تدریس می‌شود، این بدین معناست که هنوز فکر عالم دینی عصر ما نسبت به فکر عالم قرن هفتم در حوزة اعتقادات تفاوتی نکرده است، هنوز همانگونه از خدا، رسول، معاد، وحی و امامت سخن ‌می‌گوییم که عالم پنج یا شش قرن قبل سخن می‌گفت، آیا در این هزاره اتفاقاتی نیفتاده است تا بتوانیم مسائل جدیدی به اعتقادات بیفزاییم؟ و یا تقریر تازه‌ای از مباحث کهن ارائه نماییم؟ یا برخی جزئیات گذشته را «کأن لم یکن» فرض کنیم و به سراغ مسائل جدیدی برویم؟.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:28 |
محمد ابراهیمی
مستند اصلی این تلقی احادیث بویژه روایات منسوب به خود ائمه است، وجود این احادیث قابل انکار نیست، جوامع روائی شیعه از قبیل کتاب کافی آثار شیخ صدوق وافی فیض کاشانی و بالاتر از همه مجموعة مبسوط روائی بحارالانوار مجلسی مشحون از این روایات دال بر فضائل فرابشری امامان است.
آنچه جای بحث و چون و چرای فراوان دارد، قدر و قیمت و ارزش فنی این روایات است؛ محور بحث من در این مقال پاسخگوئی به پرسشهائی از این دست است: در چه حوزه‌هائی می‌توان به روایات استناد کرد؟ به چه میزان می‌توان بر روایات اتکا کرد؟ آیا در مسائل اعتقادی، در اصول دین، به ویژه در مسائل اختلافی اعتقادی، جای تمسک به اخبار واحد هست یا نه؟ آیا می‌توان اخبار واحد را به عنوان سند یک گذارة یقینی دینی معرفی کرد؟ آیا میتوان کسانی را که احیاناً باور متخذ از این احادیث را نپذیرفته اند، متهم کرد که دین یا مذهب را نفهمیده اند؟ بنابراین، مسأله‌ای که در این مقال دنبال می‌کنیم، میزان اعتبار و حجیت روایات و احادیث در رابطه با مباحث اعتقادی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:27 |
محمد ابراهیمی

تقدیر الهی چنان شد که در روزهای پایانی تدوین این کتاب از مقاله «تأملی در منابع اعتقادی» نوشته حجة الاسلام دکتر محسن کدیور اطلاع یافتم که به حق و انصاف آن را کاری علمی، دردمندانه و ناصحانه یافتم و حیفم آمد که این دسته گل خوشبو را از گلستان ماندگار و همیشه بهار آن بزرگوار برنگیرم و به خوانندگان این کتاب تقدیم نکنم.
ضمن آرزوی سربلندی و سعادت دنیوی و اخروی برای ایشان آن مقاله را بدون کم و کاست در اینجا نقل می‌کنیم: «تأملی در منابع اعتقادی» ادامه مباحث «چرا تشیع؟» (23 رمضان 84) و «بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی» (عاشورای84) است که در حسینیة ارشادالقا شد، خدا را سپاسگذارم که این مباحث مورد توجه ارباب نظر قرار گرفت، تأملاتی را برانگیخت و نقدهای متعددی بر آنها منتشر شد، از همة منتقدان صمیمانه تشکر می‌کنم، و برای معترضان کم‌حوصله، شرح صدر و مزید بصیرت مسئلت دارم، امیدوارم که این بحث نیز منشأ تأمل مجددی در معارف دینی و باورهای مذهبی شود و کماکان از انتقادات و تذکرات مخاطبان نکته سنج برخوردار باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:27 |
محمد ابراهیمی
می‌دانیم که امام علی بن حسین (زین‌ العابدین) پس از واقعه حره رسماً با یزید بیعت کرد( )، و از پذیرش رهبری شورشیانی که از او برای انتقام‌خواهی از خون امام حسین و برپاداشتن یک انقلاب دعوت می‌کردند خودداری کرد، او در هیچ جائی برای امامت خویش دعوت به عمل نیاورد و به عموی خود (محمد بن حنفیه) که ادعای امامت او در آن عصر مطرح بود، نگفت که امامت از آن من است..
شیخ صدوق در این باره می‌گوید: «او از مردم کنار گرفت و با کسی دیدار نمی‌کرد، تنها برخی از یاران نزدیکش به دیدار وی می‌رفتند، او چنان مشغول انجام عبادت بود که از علم او جز اندکی بهره نیافتند»( ).
حتی شیخ صدوق در مواردی به افراط نیز دچار شده و چنان امام سجاد را توصیف می‌کند که گویا ایشان شیعیان را به خضوع و اطاعت محض از حاکم وقت دعوت می‌کرد تا دچار خشم سلطان نشوند، گویا ایشان طرفداران قیام و جنبش را متهم می‌کرد که ستمگری سلطان نتیجه اقدامات تندروانه آنهاست( ).
این واقعیت را اهل انکار نمی‌کنند که «اهل البیت» حق امت مسلمان در تعیین «امام و ولی امر» زمان خود و ضرورت نظرخواهی شورایی را به رسمیت شناخته و استفاده از قدرت و خشونت را برای غصب حکومت محکوم و نکوهش می‌کردند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:26 |
محمد ابراهیمی
می‌دانیم که امام حسین  حتی پس از وفات برادرش امام حسن بر بیعت با معاویه که به دنبال معاهده صلح با او صورت گرفته بود، تا مرگ معاویه همچنان پایبند باقی ماند، گفته می‌شود که پس از وفات امام حسن از میان شیعیان اهل کوفه پیشنهادات و دعوت‌هائی از ایشان به عمل آمد تا رهبری جنبشی را علیه معاویه بدست گیرد، اما ایشان با اشاره به معاهده صلح خود با معاویه نقض عهد و پیمان‌شکنی را جایز ندانست.
اما تنها زمانی از مردم برای امامت خود دعوت به عمل آورد که معاویه با نصب و تعیین یزید به عنوان جانشین خود آشکارا معاهده صلح را نقض نموده بود، امام حسین از بیعت با یزید سر باز زد و برای اصلاح اوضاع امت اسلامی و جلوگیری از آن انحراف بزرگ بپا خاست و در عراق ناخواسته به جنگی نابرابر کشانیده شد، و با وجود تعداد اندک طرفدارانش در برابر سپاه ستم یزید و عمر بن سعد سر تسلیم فرود نیاورد، و در سال 61 هجری همراه با بسیاری از یاورانش در کربلا به شهادت رسید.
شیخ مفید این رویداد را صراحتاً نقل نموده که امام حسین در زمان معاویه از کسی برای بیعت خود دعوت نکرد، اما او علت این موضوع را در «تقیه» و لزوم وفاداری به عهد و استفاده از فرصت آتش بس حاصل از معاهده تفسیر و توجیه می‌کند( ).
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:25 |
محمد ابراهیمی
ابن ابی الحدید در کتاب (شرح نهج البلاغة) می‌گوید: «آنگاه که علی  وفات یافت، عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب خطاب به مردم چنین گفت: امیرالمؤمنین وفات یافت و فرزند شایسته‌ای از او به جای مانده است، اگر می‌خواهید پیشوای‌تان شود او به درخواست شما پاسخ مثبت خواهد داد، و اگر نمی‌خواهید هیچ‌کس را بر دیگری حجتی و حق خاصی نیست، مردم از شنیدن این سخن اندوهگین شدند و گفتند: ما با پیشوایی او موافق هستیم»( ).
با توجه به این روایت چنین برمی‌آید که امام حسن در دعوت مردم برای بیعت به هیچ حدیث و سفارشی از رسول اکرم ص و یا از پدرش در مورد امامت خود اشاره ننموده است، ابن عباس نیز هنگامی که از منزلت و فضائل امام حسن یاد می‌کند، هرچند به مردم یادآوری می‌کند که او فرزند دختر پیامبر است، اما ملاک و مبنای استدلال او برای دعوت مردم به بیعت وجود نصی در باره امامت او نیست.
این موضع نشان می‌دهد که امام حسن در مورد انتخاب امام بیش از هرچیز به اراده جمعی مردم اهمیت می‌داد، این موضوع یعنی اهمیت‌دادن به امر شوری در نگارش و تنظیم بندهای معاهده صلح با معاویه نیز تجلی پیدا می‌کند، زیرا در یکی از بندهای آن آمده است: «معاویه حق ندارد پس از خود کسی را به عنوان جانشین تعیین کند، بلکه موضوع تعیین خلیفه از طریق شورای حل و عقد صورت خواهد گرفت.
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:24 |
محمد ابراهیمی
استاد احمد کتاب در کتاب «سیر دگرگونی اندیشه شیعی» میگوید: «آنچه بیش از همه التزام امیر مؤمنان حضرت علی را به اصل «شوری» نشان می‌دهد، حضور ایشان در نشست شورای مربوط به تعیین خلیفه است که پس از وفات عمر بن خطاب تشکیل شد، همچنین استدلال‌هائی است که ایشان برای اعضای شورا در خصوص فضائل و نقش خود در اسلام بیان فرمود، اما ایشان هرگز در طول آن بحث‌ها به موضوع تعیین قبلی خود از سوی رسول اکرم به عنوان امام و خلیفه اشاره ننموده است و استدلال‌های قوی ایشان در برابر اعضای شوری محدود به بیان برتری و اولویت خود بوده است.
در حقیقت امام علی  در مراحل بعدی زندگی خود نیز ایمان و التزام خود به امر شوری را ثابت نمود، ایشان حق رأی در اجلاس شوری را در درجه اول از آن مهاجرین و انصار می‌دانست، از این جهت پس از قتل عثمان از پذیرش دعوت انقلابیونی که او را به قبول مقام خلافت تشویق می‌کردند، سر باز زد و به ایشان گفت: تشخیص این حق و تعیین خلیفه کار شما نیست، بلکه این کار مسئولیت مهاجرین و انصار است و آنان هرکس را تعیین کنند مورد تأیید خداوند نیز خواهد بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:24 |
محمد ابراهیمی
رسول خدا که کلام و کردارش در طول بیست و سه سال پیامبریش تفسیر واقعی و اجرای عملی آیات قرآن بوده است، براساس فرمان الهی   (آل عمران: ١٥٩( در مواردی که وحی فرود نیامده بود و یا در ارتباط با تطبیق و اجرای احکام دین با اصحاب خود مشورت می‌فرمود که به عنوان نمونه می‌توان به مشورت ایشان با اصحاب در باره سرنوشت اسیران بدر مکان مواجه با مشرکان و کندن خندق به دور مدینه و.... اشاره کرد.
بعد از وفات رسول خدا ص
اصحاب رسول خدا ص به ویژه «اهل حل و عقد» و یا صاحب‌نظران و بزرگان مهاجرین‌ و انصار که شاگردان مدرسه ایمانی و تربیتی رسول خدا ص بودند، در جهت اجرای تکلیف الهی مشورت و تبعیت از سنت قولی و عملی پیامبر بزرگوار ص بود که در مکانی به نام «سقیفه بنی ساعده» که در واقع گردهمایی انتخاباتی به شمار می‌آمد، برای مشورت در باره تعیین جانشین رسول خدا و رهبری مسلمانان اجتماعی را تشکیل دادند و در نهایت از میان دو کاندید سعد بن عباده کاندید انصار و حضرت ابوبکر کاندید مهاجرین حضرت ابوبکر را به عنوان امام و خلیفه انتخاب کردند و مردم نیز از جمله حضرت علی  با او بیعت نمودند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:21 |
محمد ابراهیمی
هدف و مقصد اساسی و نهایی رسالت اسلام تأمین و تحقیق خیر و منافع و مصالح مادی و معنوی، دنیوی و اخروی و دفع مضار و مفاسد از تمامی افراد و جامعه‌های بشری است که از طریق آیات و احکام اعتقادی و عملی پیروان خود را به تلاش و حرکت در این مسیر توجیه و هدایت نموده است.
با توجه به این حقیقت که اجرای احکام شریعت و اداره امور اجتماعی ملت به ویژه اداره امور تعلیم و تربیت، صنعت و پیشرفت و سازندگی و بالندگی همه جانبه والگوشدن برای بشریت در عرصه‌های گوناگون بدون وجود نظام و حکومتی شایسته امکان‌پذیر نیست، خداوند متعال فرستاده خود را بعد از تقویت ایمان و اخوت و احساس مسئولیت در برابر سعادت بشریت به تشکیل حکومت و تقویت پایه‌های آن راهنمایی فرموده و از پیروان اسلام به عنوان «امت واحده» نام برده است، زیرا که بدون إجرا و إعمال اصول و مبانی سیاسی و اجتماعی دین بخشی از آن معطل باقی می‌ماند و مقاصد و اهداف آن به صورت کامل تحقق پیدا نمی‌کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:20 |
محمد ابراهیمی
بعد از شهادت حضرت علی  گروهی از سبأیه امامت حسن بن علی  را قبول داشتند، اما همین که حسن و حسین ب با معاویه به خاطر حفض مصالح مسلمین صلح نمودند و حقوق هدایایی را که معاویه پس از صلح برایشان می‌فرستاد قبول میکردند، بعضی از مردم از ایشان جدا شده و از آنان بدگویی می‌کردند و به امامت فرزند دیگر حضرت علی  یعنی محمد حنفیه معتقد شدند، زیرا او در جنگ جمل پرچمدار پدرش بود، در حالیکه حسن و حسین ب با آن جنگ مخالف بودند، این گروه به (کیسانیه) یا (مختاریه) نامیده شدند، زیرا رهبرشان (مختار بن ابی عبیدالله ثقفی) ملقب به (کیسان» بود، او همان کسی بود که به خون‌خواهی حضرت حسین  برخاست و (عبیدالله بن زیاد) و (عمر بن سعد) را کشت، او مدعی بود، پس از شهادت حضرت علی امامت از آن (محمد حنفیه) است. اینان پس از محمد حنفیه به امامت پسرش (ابوهاشم عبدالله) و بعد از او به امامت (محمد بن علی بن عبدالله بن عباس) باور داشتند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 0:3 |
محمد ابراهیمی
برخی از تفاوت‌ها و ویژگی‌های اهل سنت با دیگر فرقه‌های اسلامی در این است که آنان «قرآن» را اصل و مرجع قرار داده و «سنت» پیامبر ص را شرح و تفصیل آن می‌پندارند و هرآنچه را که در قرآن ذکر نشده، اما در سنت صحی آمده باشد جزو دین دانسته و اطاعت از آن را ضروری می‌دانند.
آنها معتقدند که هرآنچه اصحاب پیامبر ص از «قرآن» و «سنت» در چهارچوب «ثوابت دین» فهمیده و بر آن اتفاقی کرده اند، پذیرفتن آن ضروری است وهیچ‌کس حق ندارد برخلاف احکام مورد «اجماع» و اتفاق رأی و حکم صادر نماید و یا فتوا بدهد، زیرا هر مسئله‌ای که اصحاب در مورد آن اجماع و اتفاق نظر داشته اند حکم نهایی بوده و اختلاف بر سر آن زمینه‌‌ساز تفرقه است، به این دلیل که اصحاب کسانی بوده اند که بیش از همه با زبان وحی یعنی قرآن و سنت آشنایی داشته و مستقیماً از رسول خدا ص دین را فرا گرفته اند، لذا با توجه به تربیت‌شدن توسط پیامبر ص و هم‌نشینی با او، آنان بیش از دیگران اهداف و مقاصد رسالت پیامبر ص را فهمیده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 0:2 |
محمد ابراهیمی

در آن عصر پرتشنج نظریة چهارمی پدیدار شد که در تاریخ به نام «اعتزال» شهرت دارد، اگرچه پیدایش آن همانند سه گروه قبلی صرفاً بر اثر عوامل سیاسی نبود، اما با مسائل سیاسی آن زمان نیز چندان بی‌ارتباط هم نبود، پیروان آن نظریات قوی و مستدلی را ارائه می‌دادند و در بحث‌های مذهبی و مجادلات کلامی که در آن زمان با توجه به عوامل سیاسی که در سراسر جهان اسلام و خصوصاً در عراق به وجود آمده بود نسبت به بقیه حضور بییشتری داشتند.
بانیان فرقه معتزله دو نفر به نام‌های «واصل بن عطاء» متوفای 130 هجری و «عمرو بن عبید» متوفای 145 هجری بودند که مرکز مباحثات آنها در آغاز کار شهر بصره بود، خلاصة نظریات سیاسی ایشان این چنین بود:
• در باور آنها انتخاب امام و تشکیل حکومت شرعاً واجب است، اما برخی از معتزله بر این عقیده بودند که ضرورتی برای وجود امام نیست، اگر امت خود عدالت را رعایت نمایند و بر آن استوار باشند انتخاب امام و خلیفه کاری اضافی و غیرضروری است!( ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:59 |
محمد ابراهیمی
پیامد نظریات متضاد و نزاع میان «خوارج» و «شیعه» زمینه‌ساز شکل‌گیری گروه دیگری بنام (مُرجئه) شد، شرایط به وجود آمده پس از جنگ‌های جمل و صفین به گونه‌ای گردید که برخی از مردم سرسختانه از حضرت علی  و جمعی دیگر در صف مخالفان او قرار گرفتند، اما گروهی دیگر از مردم راه سومی را در پیش گرفته و با هردوطرف نزاع مخالف بودند و جنگ داخلی را فتنه و به زیان مسلمانان می‌دانستند، آنان در این مورد که حق با کدام طرف نزاع است در تردید بودند و اظهار نظری نمی‌کردند! و قضاوت را به دادگاه الهی در روز رستاخیز ارجاع می‌دادند.
تا آن زمان نظریات ایشان با عقاید سایر مسلمانان تفاوت چندانی نداشت، اما همین که شیعیان و خوارج جدا شده از آنان با توجه به افراطی‌گری برخی از ایشان احکام مربوط به «کفر و ایمان» را به میدان اختلافات سیاسی کشانیدند، گروه (مرجئه) نیز در برابر نظریات آنها عقاید و افکار مستقلی را مطرح نمود که خلاصة آنها چنین است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:58 |
محمد ابراهیمی

پس از شکل‌گیری فرقه (خوارج) و پس از شهادت حضرت علی گروه منظم دیگری مرکب از افراطی‌های منتسب به «اهل البیت» شکل گرفت.. همانگونه که گفته شد مؤسس اصلی غلات همان «عبدالله بن سبا» بود که در زمان حضرت عثمان فعالیت‌های سیاسی و اعتقادی خویش را در مدینه، عراق و مصر آغاز کرد و به همکاری گروهش «سبأیه» بر عثمان  شوریدند و او را در منزلش به شهادت رسانیدند، و سپس با خزیدن در میان سپاه حضرت علی و ادعای طرفداری از ایشان در برافروختن جنگ‌های «جمل و صفین» نقش اساسی را بازی کردند، پس از شهادت علی  نیز نظریات و عقاید زیادی را با چاشنی تندرویی و افراطی‌گری پدید آورده و آنها را تبلیغ می‌کردند!.
ظهور این گروه به شکل فرقه‌ای منظم با دو نظریه‌ی زیر همراه بود:
• تعیین حضرت علی به عنوان خلیفه از طرف پیامبر ص در غدیرخم.
• غایب‌شدن امام زمان «حضرت علی» و انتظار ظهور دوباره او.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:57 |
محمد ابراهیمی
این گروه زمانی پا به میدان وجود نهاد که حضرت علی و معاویه در اثنای جنگ صفین برای حل و فصل اختلافات‌شان در مورد حکمیت، ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص به توافق رسیدند، آنها تا آن زمان از حامیان و طرفداران علی  بودند، اما به علت مخالفت با مسأله‌ی حکمیت ناگهان تغییر روش داده و گفتند: کسی که به جای حکم خدا حکم انسان‌ها را بپذیرد کافر می شود!.
در حین و بعد از جنگ صفین آنان به صورت گسترده به ترویج نظریات‌شان پرداختند و بسیار تندرو و متعصب بودند، به جنگ مسلحانه علیه مخالفین و حکومت ظالم قائل بودند.
حضرت علی در نهروان با ایشان وارد جنگ سختی شد و بسیاری از ایشان کشته و زخمی شده و در نتیجه شکست سختی را متحمل گردیدند.
اما پس از مدتی بار دیگر خود را سازماندهی کردند و با مخالفان خود درگیر شدند و تا مدت زمان زیادی در گرم نگاه‌داشتن کوره جنگ نقش اصلی را بازی می‌کردند، تا اینکه در زمان بنی عباس نیرو و توانشان کاملاً درهم شکست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:55 |
محمد ابراهیمی

توطئه‌ها و مقدماتی که عبدالله بن سبا و گروه او( ) ترتیب داده بودند منجر به درگیری‌های سیاسی بسیاری گردید، و زمینه تضعیف خلافت راشده و پیدایش ملوکیت و پادشاهی را فراهم و شرایط مناسبی را برای ایجاد اختلافات اعتقادی و مذهبی نیز به وجود آورد، اختلافاتی که بذر آن را از راه ترویج عقاید افراطی و من درآوردی در مورد حضرت علی  و فرزندانش در بین مردم پاشید و سبب رشد روزافزون آن گردید.
البته علاوه بر باند سبأیه آنچه که زمینه‌ی رشد و شکوفایی آن فرقه‌ها را فراهم آورد همان نوپایی و عدم استقرار واقعی نظام خلافت راشده بود، به ویژه در عصر دو خلیفه بزرگوار حضرت عثمان و حضرت علی ب راهکارها و ابزارهای کارآمدی برای مدیریت پدیده‌ی اختلافات سیاسی و اعتقادی وجود نداشت، از طرف دیگر تعداد بسیار زیادی از مردم در ممالک همجوار حجاز مسلمان شده و قلمرو اسلام به ویژه بعد از خلفای راشدین گسترش بسیاری پیدا کرده بود، و بیشتر آن تازه مسلمان شده‌ها آشنایی لازم را در مورد اسلام نداشته و برخی هم در مورد پذیرش دین نوین در شک و دودلی قرار داشتند، و غالباً عقاید و باورهای موروثی ایشان نیز با اسلام در آمیخته بود، به همین سبب خرافات و اباطیلی که از طرف ابن سبا ترویج می‌شد به سادگی مورد قبول عامه مردم قرار می‌گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:54 |
محمد ابراهیمی
گفتیم که پس از شهادت علی  یارانش به دو گروه بزرگ تقسیم شدند:
1- گروهی از سبأیه جدا شدند و همراه با حسن و حسین ب با معاویه بیعت کردند و به سایر مسلمانان پیوستند!.
2- اما گروه دوم که تمام فرقه‌های غالی و افراطی شیعه زاییدة آن هستند گفتند: علی کشته نشده، زیرا او نمی‌میرد و نخواهد مرد تا اینکه بر تمام جهان حاکم شود و مردم را به راه هدایت باز گرداند و زمین را که از ظلم و جور آکنده است از دادگری و عدالت سرشار سازد!.
آنان نخستین فرقه‌ای در بین مسلمانان پس از پیامبر ص بودند که با عقاید متفاوتی ظاهر شدند و در مورد اشخاص سخنان غلوآمیزی می‌گفتند و در تواریخ به (سبأیه) مشهور شدند، آنان همان پیروان (عبدالله بن سبا) بودند که دو تن از دوستانش به نام‌های (عبدالله بن حرس) و (ابن اسود) او را در ترویج آن باورها یاری می‌کردند، آنها اولین کسانی بودند که آشکارا از ابوبکر، عمر، عثمان و سایر صحابه ب بدگویی می‌کردند!.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:51 |
محمد ابراهیمی

صلح حسن بن علی  در سال 41 هجری میدان را برای معاویه کاملاً خالی گذاشت، از این زمان «خلافت راشده به ملوکیت و پادشاهی» تبدیل گشت، و معاویه اولین خلیفه و بهتر بگوییم: اولین پادشاه بنی امیه به این مقام دست یافت!.
می‌گویند: وقتی که سعد بن ابی وقاص  با معاویه ملاقات کرد، خطاب به او گفت: «اسلام علیک ایها الملک!» «سلام بر تو ای پادشاه!»( ).
معاویه نیز این حقیقت را درک کرده بود، زیرا خود می‌گفت: «أنا أول الملوک بین المسلمین» «من نخستین پادشاه در میان مسلمانان هستم!( ).
بدین ترتیب دوران خلافت علی  که دورانی پر از آشوب در تاریخ اسلام بود، تقریباً در کشمکش‌های سیاسی و جنگ‌های داخلی سپری شد، اما برنامه‌های خداپسندانه‌ای که خلیفه صالح و راشد برای اصلاح امور مسلمین درنظر داشت عملی نشدند، و مهمترین عامل آن عدم شایستگی مدعیان همراهی با او بود که متأسفانه بیشترشان از گروهک عبدالله بن سبا و اهل عراق بودند، اما اگر حامیان حضرت علی انسان‌های شایسته و فرمانبرداری می‌بودند سرنوشت اسلام غیر از آنی می‌بود که دیدیم و می‌بینیم و مسلمانان به این همه فرقه‌ها تبدیل نمی‌گشتند!( ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:49 |
محمد ابراهیمی
بعد از ماه محرم سال 37 هجری نبرد اصلی و سرنوشت‌ساز درگرفت، در همین جنگ بود که عمار بن یاسر  که در بین سپاه علی بود به شهادت رسید، دو روز پس از شهادت عمار  یعنی دهم صفر جنگ شدیدی به وقوع پیوست که طی آن لشکر معاویه به شکست قطعی نزدیک شده بود، در این هنگام عمرو بن عاص به معاویه پیشنهاد کرد که اکنون باید نیروهای ما قرآن را بر سر نیزه‌ها کنند و بگویند که «هذا حکم بیننا» «این قرآن میان ما و شما حکم و داور باشد».
هدف عمرو بن عاص این بود که در سپاه علی  شکاف ایجاد شود و از شکست سپاه شام جلوگیری به عمل آید( ).
بسیار از سپاهیان حضرت علی آن اقدام را فریبی جنگی به شمار می‌آوردند، اما تعداد زیادی هم شمشیرها را بر زمین نهادند و عملاً در سپاه حضرت علی اختلاف افتاد و نتیجه همان شد که عمرو بن عاص انتظارش را داشت!.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:47 |
محمد ابراهیمی

بعد از جنگ جمل «جنگ صفین» به وقوع پیوست و تلاش سبأیه در برافروختن آتش آن کمتر از جنگ جمل نبود، اما زمینة وقوع این جنگ همچون جنگ جمل به همان حادثة قتل عثمان  برمی‌گردد، در اینجا لازم است کمی به عقب برگردیم..
پس از شهادت عثمان  در 18 ذی‌ الحجه سال 35 هجری نعمان بن بشیر پیراهن خون‌آلود عثمان و انگشتان قطع‌شدة همسرش را به معاویه در دمشق رسانید.. معاویه پیراهن و انگشتان همسر عثمان را در انظار مردم به نمایش گذاشت تا احساسات آنها را علیه قاتلان او برانگیزاند!( ).
معاویه به سختی برای محاکمه و مجازات عبدالله بن سبا و باند برانداز او حضرت علی را تحت فشار قرار می‌داد و زیربار سخنان علی مبنی بر بیعت با خلیفه تعیین شده از طرف «اهل حل و عقد» نمی‌رفت، در نهایت حضرت علی در محرم سال 36 هجری حکم عزل معاویه را از ولایت شام صادر نمود و (سهل بن حنیف) را برای جانشینی او به دمشق فرستاد، اما معاویه زیربار نرفت و سهل بن حنیف را برگردانید و مجدداً از امر خلیفة راشد سر باز زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:45 |
محمد ابراهیمی
همانگونه که گفتیم اختلافات سیاسی بین مسلمانان در دوران خلافت حضرت علی  دوچندان شد، به حدی که به جنگ و خون‌ریزی نیز کشیده شده!.. طلحه و زبیر از علی  خواستند که انتقام خون عثمان را از قاتلینش بگیرد..
معاویه نیز از طرف دیگر مجازات قاتلین عثمان  را شرط بیعت با علی قرار داد، در حالیکه علی  اگرچه خلیفه شده بود، اما در واقع شورشیان و اشغالگران مدینه از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار بودند.. جنگ جمل، صفین و سپس نهروان زاییدة همین اختلافات بود که در اینجا ناچاریم، برخلاف میل باطنی خود به طور خلاثه این اختلافات سیاسی را مورد بررسی قرار دهیم( )؛ اختلافاتی که عبدالله بن سبا و گروهش که در تاریخ به «سبأیه» مشهور شده اند، نقش اصلی را در به وجودآوردن آنها بازی کردند!.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:43 |
محمد ابراهیمی
در این دوران یعنی خلافت ابوبکر و عمر و عثمان تعداد زیادی از مردم در سرزمین‌های مختلف از ملت‌ها و قبایل گوناگون از مذاهب و عقاید پیشین خود دست برداشتند و به اسلام گرویدند، در بین این افراد کم نبودند کسانی که از روی نفاق با داشتن کینه و بغض شدید نسبت به اسلام در ظاهر مسلمان شدند و به جامعه مسلمانان پیوستند، در حالیکه از هرفرصتی برای فتنه‌جویی و تباهی در بین مسلمانان استفاده می‌کردند، در میان تظاهرکنندگان به اسلام فردی یهودی به نام (عبدالله بن سبا) از یهودیان یمن بود، در زمان عثمان  اعلان کرد که اسلام آورده و آنگونه که از روایات برمی‌آید، به مدینه نزد عثمان  آمد و در حضور او مسلمان‌شدن خود را اعلام نمود!.
او دوست داشت که حضرت عثمان  مقام و منصبی را به او بسپارد و تلاش فراوانی کرد که حُسن ظن و اعتماد او را نسبت به خود جلب نماید، اما عثمان  هیچ مقام و منصبی به او نسپرد و او را از هیچ امتیاز خاصی برخوردار ننمود! این نقطه آغاز توطئه چینی‌های «ابن سبا» بود، زیرا او می‌دانست که نمی‌تواند رو در رو در مقابل مسلمانان بایستد و بجنگد! او هنوز از یاد نبرده بود که اسلافش یعنی: یهودیان بنی قریظة، بنی نضیر، بنی قینقاع و خیبر این تجربه‌ی تلخ را آزموده، و جز شکست و سرافکندگی چیزی نصیب‌شان نشده بود، لذا او با همیاری عده دیگری از یهودیان این نقشه را کشیدند که تنها با تظاهر به اسلام و رخنه‌کردن در بین مسلمانان می‌توانند زهر شان را بریزند و انتقام شکست‌هایشان را بگیرند!.
هدف او این بود که بعد از پیوستن به صفوف مسلمانان و حصول مقام و امتیازی خاص اقدام به تخریب و تحریف اسلام و ایجاد تفرقه در بین مسلمانان بنماید، همان تحریف‌هایی که یکی از اجداد خبیثش بنام (پولس یهودی) در آیین مسیحیت ایجاد نمود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:35 |
محمد ابراهیمی
از همان آغاز ظهور اسلام کینه و دشمنی مشرکان به ویژه یهودیان جزیرة العرب و مناطق مجاور و مجوسیان ایران و توطئه‌ها و کارشکنی‌هایشان در باره مسلمانان به قصد جلوگیری از گسترش فزاینده دعوت و رسالت اسلام و خاموش‌نمودن نور آن آغاز گردید؛ غافل از اینکه:
 (الصف:٨( «می‌خواهند که نور (روشنگر دین) خدا را با باد دهان‌هایشان خاموش کنند، اما خداوند نور خود را (با کمال روشنایی) کامل می‌کند، هرچند که کافران را خوش نیاید»..
اما علی‌رغم شکست‌های مکررشان بازهم این حقد و دشمنی نسبت به اسلام و پیروان آن ادامه یافت و پیوسته ادامه خواهد داشت!.
همانگونه که می‌دانیم اسلام در جزیرة العرب تقریباً در همان عصر پیامبرص گسترش یافت و نه مشرکین و نه اهل کتاب نتوانستند با آن مقابله کنند و مانع فراگیری آن بشوند و در آن دوران پربار و پربرکت هیچگونه اختلاف سیاسی، نظری و یا عقیدتی بین اصحاب پیامبر ص که سبب سوء استفاده دشمنان بشود روی نداد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:32 |
نابغة عصر حیدر علی قلمداران - رحمه الله-

حقیقت ماجرای غدیر چیست؟!

یکی از مطالبی که در بحث امامت منصوصه غالبا از توجه لازم به آن غفلت می‌‌شود و چندان مورد علاقة مدعیان حبّ آل رسول ص نیست، حوادثی است که در سال دهم هجری رخ داده و زمینه‌ساز اصلی واقعة غدیر است که اطلاع از آن، در فهم درست خطبة غدیر خم، کمال ضرورت را داراست.

خلاصة این واقعه چنانکه در تواریخ اسلامی چون سیرة ابن هشام (۴/۲۷۴) که قدیمی‌‌ترین تاریخ در سیرة رسول خدا است و در سایر کتب تواریخ و تفسیر فریقین از شیعه و سنی از قبیل تفسیر جمال الدین ابوالفتوح رازی( ) که به فارسی تألیف شده و تفسیر ابن کثیر و تاریخ البدایه والنهایه و کتاب مجالس المؤمنین قاضی «نور الله شوشتری» (۱/۴۳) آمده، چنین است: در سال دهم هجری که رسول خدا ص برای انجام و تعلیم حج اسلامی عازم بیت الله الحرام بود، نامه‌‌هایی به رؤسای قبائل عرب و بلاد مسلمین فرستاد و از آنان دعوت کرد که برای انجام حج در مکه حاضر شوند، از جمله نامه‌ای به امیر المؤمنین علی ؛ که در این هنگام در یمن بسر می‌‌برد و أخذ زکات می‌‌نمود، نوشت و حضرتش را دعوت کرد که برای ایام حج در مکه حاضر شود. آن جناب که در این وقت در یمن و یا در راه بازگشت از یمن بود، چون نامة رسول خدا را دریافت داشت با خود اندیشید که اگر بخواهد اموال بیت المال را که بیشتر عبارت بود از شتر و گاو و گوسفند، با خود حمل کند نمی‌‌تواند در موقع مقرر به مکه برسد ناچار آن اموال را به کسانی که همراه حضرتش بودند مانند بریدة اسلمی و خالد بن ولید و غیره واگذار نمود که تحت مراقبت آنان حمل شود و خود با سرعت بیشتر روانة مکه شد و در روز هفتم و یا هشتم ذیحجه خود را به رسول خدا رسانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 11:41 |
آرش امیری

در مورد شيعيان حضرت علي(ع) بايد گفت که آنان هميشه مخالف با عقايد علي بوده اند و فقط به صورت اسمي شيعه هستند و خود را پيرو علي و اهل بيت مي دانند ، ولي در عمل به هيچ عنوان چنين نيستند و خيال مي کنند در آن جهان به محض اينکه بگويند ما شيعه بوده ايم فوري وارد بهشت مي شوند و هر شيعه در خيال خود به شفاعت امامان دلخوش است و بسيار هم مطمئن است ، در صورتيکه در آن جهان از ذره ذره اعمال سوال خواهد شد و تازه بين شيعه بودن با رافضي بودن فرق زيادي است شما که به اهل سنت لقب ناصبي مي دهيد بي مورد است چون آنها به هيچ عنوان با اهل بيت دشمن نيستند ، ولي لقب رافضي واقعا برازنده شماست چون کمتر شيعه اي را مي بيني که از ابوبکر و عمر متنفر نباشد از امام احمد بن حنبل پرسيدند : رافضي چه کسي است ؟ در جواب گفت : کسي که ابوبکر و عمر را دشنام دهد رافضي است . حتي کساني هم از شيعيان که حوصله کتاب خواندن و تحقيق ندارند بدانند هيچ موقع در آن دنيا به ايشان نمي گويند که تو چرا ابوبکر و عمر را لعن نکردي و به خاطر اينکار بيا و برو در جهنم! ولي اگر اينکار حرام و اشتباه باشد(که هست) آن وقت در آن دنيا بايد پاسخگو باشند ، پس اگر ذره اي شک هم داشته باشيد نبايد چنين اعمالي را مرتکب شويد ولي افسوس شيعه شک که ندارد بلکه کاملا به مذهب خود مطمئن است و لعن و نفرين را صواب هم مي داند . در مورد شيعيان حضرت علي(ع) در موارد متعدد از آنها شکوه کرده و بيزاري جسته است در نهج البلاغه خطبه 116 فرموده: به خدا سوگند دوست داشتم که خدا ميان من و شما جدايي اندازد و مرا به کسي که نسبت به من سزاوارتر است ملحق فرمايد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 23:45 |
آرش امیری

در مورد سکولاريسم و جدا بودن دين از سياست مرتب سخنراني مي کنند تا آن را رد کنند و بعضي نيز به قيام و نهضت محمد بن عبدالوهاب ايراد مي گيرند و مي گويند نهضت او جنبه ديني نداشته بلکه جنبه سياسي و گرفتن حکومت بوده است در صورتيکه نهضت امام محمد بن عبدالوهاب به خاطر خرافاتي بوده که در سرتاسر مناطق پخش شده بود و مردم به قبور(مثل قبر زيدبن خطاب) و حتي به درختان متوسل مي شدند (البته از نظر شيعه اين امور خرافات نيست بلکه در عين ديانت است)  و دائم مي بيني که روافض و دشمنان اسلام واقعي به ايشان تهمت وهابي مي زنند در صورتيکه عبدالوهاب نام پدر ايشان بوده و نام خود او محمد بوده پس شايسته بود از نهضت او به نام محمدي ياد کنيم
و اهل سنت در فروع دين داراي چهار امام هستند ، يعني ابوحنيفه و شافعي و احمد بن حنبل و مالک بن انس و دشمنان اسلام و استعمار جهاني براي بدبين کردن مسلمين نسبت به اين دعوت نام وهابي را ذهن همه انداخته اند ، همينطور روحانيون شيعه که مي خواهند با اينکار جلوي گرايش مردم را نسبت به اهل سنت بگيرند تا مبادا وحدتي بين آنان ايجاد شود و مردم در حجاز نيز بيشتر حنبلي هستند ، اما


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 23:43 |
آرش امیری
و اما در مورد حق گفتن ديگر بر کسي پوشيده نيست که حضرت علي(ع) از کسي ترسي نداشته و هر جا لازم بوده سخن درست را مي گفته است و به هيچ عنوان اهل مصلحت و تقيه و دورويي نبوده و آيا کسي که از جنگ کردن نمي هراسد ، آن وقت از گفتن سخن حق تقيه مي کند جايي که او با عايشه و طلحه و زبير روبرو شده است ، آن وقت از ابوبکر تقيه کرده و سخني راجع به خلافت نزده است ، همانطور که عطار نيشابوري نيز در کتاب خود منطق الطير چنين سروده است :

در تعصب مي زند جان تو جوش                             مرتضي را جان چنين نبود خموش
مرتضي را مي مکن بر خود قياس                           زآنکه در حق غرق بود آن حق شناس
همچنان مسـتغرق کارسـت او                               وز خيالـت نيـز بيـزارسـت او
گر چو تو پر کيـنه بودي مرتضا                                جنگ جستي پيش خيل مصطفا
او ز تو مـردانه تر آمـد بسـي                                  پس چرا جنگي نکرد او با کسي
چون بنا حق بود صديق اي عجب                           او چو بر حق بود حق کردي طلب
پيش حيـدر خيـل ام المومنيـن                               چون نه بر منوال دين جستند کين
لاجرم چون ديد چندان چنگ و شور                        دفع کرد آن قوم را حيـدر به زور
آنکه با دختـر توانـد جنـگ کرد                                دانـد او سـوي پـدر آهنـگ کرد
اي پسـر تو بي نشـاني از علـي                            عيـن و يا و لام دانـي از علـي
تو ز عشق جان خويشي بي قرار                           او نشسته تا کند صد جان نثار


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 23:37 |
شيخ عبدالله عبدالعزيز
زياده روي شيعه در گمراهي به حدي رسيده كه معتقداند زيارت قبر امام حسين در كربلا از حج خانه خدا برتر است، ‌از ابي عبدالله روايت مي كنند كه مي گويد: كسي كه در روز عرفه قبر امام حسين را زيارت كند خداوند براي او يك ميليون حج با امام زمان، ‌يك ميليون عمره با پيامبر،‌آزاد كردن هزار برده و آماده ساختن هزار مجاهد براي جهاد در راه خدا را مي نويسد و خداوند اسم او را «بنده صديق من كه به وعده ام ايمان دارد» مي گذارد و ملائكه مي گويند: فلان كس صديق است چون خداوند از بالاي عرش خود وي را تأييد كرده است و همچنين در سر زمين، ‌او را فرشته مقرب درگاه خدا مي نامند.
در روايتي ديگر آمده كه ابي عبدالله فرمود: كسي كه به نزد قبر امام حسين برود در حالي كه مقام و منزلت ايشان را بشناسد مانند آن است كه صد بار حج كرده باشد.
شيعه ايي كه نتواند قبر امام حسين را زيارت كند،‌ بايد براي جبران خسارت بيست و يك بار حج خانه را انجام دهد تا به درجه زائر قبر حسين برسد. حذيفه پسر منصور مي گويد: ابي عبدالله از من پرسيد چند بار به حج رفته اي؟ عرض كردم نوزده بار، فرمود اگر بيست و يك بار را كامل كني آنچه را كه براي زائر قبر امام حسين مي نويسند براي تو نيز مي نويسند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 10:5 |
شيخ عبدالله عبدالعزيز
عبدالحسين شرف الدين موسوي كتابي موسوم به المجالس الفاخرة في ماتم العترة الطاهرة تأليف كرده و طبق عادت هميشگي خود، به دفاع از بدعت و خرافات عبادتي شيعه پرداخته و همچنان كه از نام كتابش پيدا است با آب و تاب بسيار، مسئله بر پا داشتن مجلس عزا  را ذكر كرده و تلاش كرده گريه كردن پيامبر، ‌بر مرگ پسرش ابراهيم را وسيله ايي جهت مهر تأييد گذاشتن به مجلس عزا و ماتم شيعه قرار دهد.
بله چشمان پيامبرصلى الله عليه وسلم پر اشك بود اما آيا آنچه را كه شيعه در عزاداريهاي خود  انجام مي دهند، ‌انجام داد؟ آيا براي شهادت عمويش حمزه رضي الله عنه  سالروزي گذاشت تا هر ساله مردم را جمع كرده و مانند آخوندهاي شيعه خود را به گريه بزند تا آنها نيز گريه كنند؟ و آيا مجالسي كه موسوي از آنها نام برده مجلس قليان و سيگار و چاي و قهوه بود؟
در بخشي ديگر از كتابش مي گويد: اخلاق و روش ائمه بر گريه و زاري و خود زني مداومت داشته وبه دوستان خود توصيه مي كردند كه مراسم عزا و غم و اندوه براي امام حسين هميشه بر پا شود و نسل پس از نسل ،‌ اين ماتم و حزن را تازه كنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 10:1 |

مطلبی بسیار جالب از آقای آرش امیری درباره خرافات امام زمانی و ضررهای غیبت

 

خرافات امام زمانی و ضررهای غیبت

خرافات امام زمانی و ضررهای غیبت2

+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 19:2 |

منبع: انجمن اینترنتی مسلمانان

+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 12:42 |

نام كتابتضاد مفاتيح الجنان با قرآن

نام نويسنده : آیت الله العظمى سيد ابوالفضل ابن الرضا برقعي قمي  

                                                                                               

مختصرى از كتاب:

مفاتيح الجنان يكي از كتب ادعيه معروف شيعه مي باشد كه هميشه همراه زوار شيعه در اماكن مقدس ديده مي شود، جالب است بدانيد كه اين كتاب مملو از كفريات و شركياتي است كه مؤلف محترم كتاب تضاد مفاتيح الجنان با قرآن جناب آيت الله العظمى سيد ابوالفضل ابن الرضا برقعي قمي كه خود قبل از هدايت به مذهب اهل سنت يكي از مجتهدين مذهب باطل رافضه اثناعشري بوده آنرا افشا مي نمايد

 word a2947.41  kb                         4986.98 kb 

دوستان گرامی اگر میخواهند که فایل نسخه Word آن را دریافت کنند باید فونت ها را هم دانلود کنند

و برای دانلود نسخه PDF هم باید برنامه شAdobe Reader را دانلود کنند

دانلود فونت ها:        اينجا را فشار دهيد     لینک دوم فونت ها

دانلود Adobe Reader :                اینجا کلیک کنید

اگر لینکهای بالا جهت دانلود کتاب جواب نداد میتوانید از این لینک استفاده کنید      تضاد مفاتيح الجنان با قرآن تاليف: آيت الله العظمى علامه سيد ابوالفضل ابن الرضا برقعي قمی

منبع:http://www.borqae.veb.ir/

+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 9:18 |
 

پس از آن كه نظريه صحابه بزرگوار و گرانقدر آن حضرت -صلي الله عليه وسلم- را پيرامون نكاح موقت ايراد كرديم مي طلبد تا موقف اهل بيت و خاندان آن حضرت را پيرامون نكاح موقت نيز مطرح سازيم، احاديث و رواياتي را كه در كتابهاي تشيع ذكر شده است را با ذكر حواله و سند روايات نقل مي نماييم:

1- عالم بزرگ شيعي همچون طوسي در كتاب التهذيب 2/186 والاستبصار 3/142 والحر العاملي در كتاب وسائل شيعه 14/441 نقل مي نمايند: از زيد بن علي روايت است كه ايشان از پدرانشان و آنان نيز از حضرت علي نقل مي كنند كه ايشان فرمودند: پيامبر اكرم -صلي الله عليه وسلم- در روز فتح خيبر گوشت الاغ و نكاح موقت و متعه را حرام گرداندند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 10:59 |
شما چی فکر می کنید.!!
چند وقت بود که چند تا عکس از گنبد رسول الله رو دیده بودم که یک برامدگی بر آن بود که آن را پوشیده بودند ....
بعد در چند سایت اهل تشیع نوشته های جالبی دیدم ...
در پایین نوشته و عکس ها می گذارم....


راز زائده برجسته بر روی گنبد سبز پیامبر

در جریان تخریب قبور ائمه در بقیع یكی از وهابیون برای تخریب گنبد مطهر حضرت رسول (ص ) و برای بمب گذاری به بالای گنبد می رود كه ناگهان صاعقه ای با او برخورد می كند و او همان جا خشك میشود.

بعدها وهابیون هر كاری می كنند كه جسد این شخص را از آنجا جدا كنند نمی توانند و نا چار می شوند به این گونه كه مشاهده می كنید آن را پنهان كنند .

ممكن است سوالی پیش آید كه پس چرا وقتی قبور ائمه را خراب كردند این اتفاق نیفتاد .
باید بگویم كه هنگامی كه ابرهه خواستند خانه خدا را خراب كنند خداوند تمامی آنان را نابود كرد ولی در زمان مروان وقتی حجاج خانه كعبه را خراب كرد هیچ اتفاقی نیفتاد و این نشان از حكمت خداوند دارد كه به قول شاعر :

لطف حق با تو مداراها كند چون كه از حد بگذرد رسوا كند


بعد کنجکاو شدم..
از چند نفر از دوستان پرسیدم که گفتند آن درچه برای هواکش است.....
حالا....
یکی نیست به این افراد بگه اگر این جریان واقعا داشت که تمام تلویزیون و در دیوار رو پر می کردید که وهابیان فلان کرد و فلان......
از طرفی قزوینی که دیگه دنیا رو پر کرده بود ......
واقعا تا کی می خواهید با دروغ و تهمت وتوهین و لعن زندگی کنید ......
آیا فکر نمی کنید مردم عقل دارند
منبع: انجمن اینترنتی مسلمانان
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 20:32 |
نويسنده : آرش امیری


  اگر دوستي جز خدا داشتم او ابوبكر بود .   پيامبر اكرم (ص)


خواجـه اول كه اول يار اوسـت                   ثاني اثنين اذا هما في الغار اوست
صدر دين صديق اكبر قطب حق                     در همـه چيـز از همـه برده سبـق
(منطق الطير عطار نيشابوري)

كه خورشيد بعد از رسولان مه                           نتابيـد بر كس ز بوبـكر به
عمـر كـرد اسـلام را آشكـار                               بياراست گيتي چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان گزين                         خداوند شرم و خداوند دين
     چهـارم علي بود جفـت بتـول                              كه او را به خوبي ستايد رسول
                                                                                                 (شاهنامه_ فردوسي)

برای مشاهده مطلب کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه هفدهم آبان 1387 و ساعت 19:12 |
از خلال روايات وارده در كتب تشيع آنچه بر مى آيد اين است كه قبر فقط از چهار انگشت تا يك وجب بلند مى شود، كه از چهار انگشت كمتر، و از يك وجب بيشتر جايز نيست.
روشن است كه اگر بلند ساختن قبر طورى كه در بعضى جوامع رايج است درست بود، نيازى نبود كه امامان از بلند كردن آن منع كنند، يا براى آن مقدارى مشخص كنند، ما در اينجا چند روايت بر مى گزينيم:
روايت اول: از امام باقر -عليه السلام- روايت است كه گفت: رسول گرامى -صلى الله عليه وآله وسلم- به امير المؤمنين -عليه السلام- فرمودند: ((يا علي، ادفنى في هذا المكان وارفع قبري من الأرض أربع أصابع، ورشّ عليه الماء))[1].
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 12:24 |
وآن طوری که من اصحاب محمد ( ص ) را دیدم یکی از شما ها را آن طور نمی بینم آنان به هیئت ژولیده مویی وگرد آلودگی صبح می کردند زیرا که شب را به سجده وقیام بسر می آوردند میان رخسارها وپیشانی های خود نوبت گذاشته بودند ( گاهی رخ به خاک وگاهی پیشانی بر زمین می سودند وچنان در سوز وگداز ) وبه یاد قیامت ومعاد خود بودند که گویی بر سر آتش پاره های سوزان قدم نهاده اند وبین دو چشمان شان از طول سجده شان همچون زانوی بز ها پینه بسته بود همین که نام خداوند سبحان به میان می آمد ( از سوز عشق ودرد فراق ) چنان اشک از چشمان شان سیلان می کرد که جیب ودامان شان تر می گردید واز خوف ، عقاب وامید به ثواب خداوند همچون درختی که در روز تند باد می لرزد بر خویش می لرزیدند . ( نهج البلاغه  جلد 1  ص 190 )
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 13:46 |
در این وبلاگ و تمامی اماکن تواجد اهل تشیع این حقیقت فریاد می زند که :

اهل تشیع از قرآن می ترسد!

از سخنان خداوند خوشش نمی آید!

برای همین بدنبال ته ریخته های کتب اهل سنت تشنه وار می گردند تا شاید خود را خوشنود سازند!

هرچند علمایشان به خوبی می دانند که اهل سنت هیچ سخنی را فوق سخن الله تعالی قرار نمی دهند و بسیاری از روایتهای منقول در کتابها به سبب تعارضش با کلام قرآن به کنار نهاده شده است.

آیات قرآن سخنان بی غش یکتا معبود عالمیان است که حاجتی به اضافه و گزافه گویی نداشته و نخواهد داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 0:3 |
ديني‌ كه‌ آنچه‌ بين‌ منكر و معروف‌ فرق مي‌گذارد در آن‌ دين‌ پوشيده‌ است‌، و حدود مرزهاي‌ شرك‌ و توحيد يا دروغ‌ و راست‌ و ازدواج‌ و زنا در آن‌ شناخته‌ نمي‌شود!
ديني‌ كه‌ در آن‌ هر مردي‌ مي‌تواند دمِ‌ درِ خانه‌اش‌ بايستد، و زناني‌ كه‌ صبح‌ و شام‌ از آنجا مي‌گذرند خود را به آنها عرضه نمايد تا يكي توافق‌ نمايد كه‌ يك‌ ساعت‌ فقط‌ يا كمتر از يك‌ ساعت‌ با او داخل‌ خانه‌ بيايد و او درِ اتاقش‌ را ببندد تا غريزة خود را اشباع‌ كند، سپس‌ او را رها كند تا با سلامتي‌ برود و به‌ دنبال‌ كسي‌ ديگر غير از او باشد، و او نيز به‌ جستجوي‌ زني‌ ديگر بپردازد. دقيق‌ مانند كار زناكاران‌ و هيچ‌ فرقي‌ جز چند كلمه‌ كه‌ ايجاب‌ و قبول‌ وقت‌ است‌ ندارد، و نيز مي‌تواند مشتي‌ آرد يايك‌ نان‌ به‌ عنوان‌ مهريه‌ بدهد.
ديني‌ كه‌ چيزي‌ را درست‌ مي‌داند و تاييد‌ مي‌كند امكان‌ ندارد كه‌ دين‌ خدا باشد و امكان‌ ندارد كه‌ چنين‌ ديني‌ را خداوند براي‌ اهل‌ بيت‌ پيامبرش‌ به‌ عنوان‌ شريعت‌ ارائه‌ دهد.
مرد ديگر كه‌ همين‌ كار را با زني‌ كه‌ آن‌ را از خيابان‌آورده‌ انجام‌ داده‌ زناكار شمرده‌ مي‌شود، و بر او حد جاري‌ مي‌گردد كه‌ گاهي‌ به‌ سنگسار كردنش‌ تا اينكه‌ بميرد مي‌رسد، چون‌ اين‌ كارهاي‌ ظاهري‌ را انجام‌ نداده‌ است، با اينكه معمولاً زنا در هر حالتي انجام شود زمان‌ و پول‌ آن‌ مشخص‌ مي‌گردد.

 

+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت 16:20 |
مساله‌ ): آيا مي‌توان‌ با دختر جوان‌ دوشيزه‌اي‌ كه‌ پدرش‌ وفات‌ نموده‌ و مادرش‌ زنده‌ است‌ و دختر نيز به سن‌ رشد رسيد، بدون‌ اجازه‌ كسي‌ ازدواج‌ كرد؟
جواب‌: اشكالي‌ ندارد(!!!!) اگر پدربزرگي‌ از طرف‌ پدر نداشته‌ باشد، و اگر نه‌ احتياط‌ اين‌ است‌ كه‌ از او اجازه گرفته‌ شود( ).
فكر كن‌ چگونه‌ انسان‌ مي‌تواند در چنين‌ جامعه‌اي‌ در مورد دخترانش‌ ايمن‌ باشد؟!
اگر اين‌ بيوه‌ بيچاره‌ روزي‌ افراد ناشناسي‌ را در خانه‌اش‌ ببيند كه‌ با دخترانش‌ آميزش‌ جنسي‌ مي‌نمايند و آنها را بر بستر دخترش‌ مشاهده‌ كند چكار خواهد كرد؟! اگر به‌ او بگوييم‌ ـ يا بگويند ـ آنها متعه‌ مي‌كنند؟! و وقتي‌ به‌ نزد (سيد) برد و جوابش‌ اين‌ باشد: باسمه‌ تعالي‌' اين‌ جايز است‌؟!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت 16:19 |
1ـ  كشورهاي‌ زيادي‌ هستند كه‌ زنا در آن‌ مشهور است، و زنا براي‌ بسياري‌ از دختران‌ اين‌ كشورها منبع‌ درآمد است، پس‌ اگر شخصي‌ بخواهد با دختري‌ از دختران‌ اين‌ كشورها ازدواج‌ كند آيا لازم‌ است‌ از آن بپرسد كه‌ متأهل‌ است‌ يا زناكار است‌؟ و آيا عدت‌ گذرانده‌ يا نه‌؟
پاسخ‌: پرسيدن‌ از حالت‌ آن‌ در صورتي‌ كه‌ اشكالي‌ داشته‌ باشد لازم‌ نيست‌ مگر اينكه‌ به‌ يقين‌ معلوم‌ باشد كه متأهل‌ است(!!!) يا طلاق گرفته‌ است، پس‌ اگر در مرحله‌ اول‌ در مورد طلاق گرفته‌ بودنش‌ شك‌ كرد بايد بپرسد كه‌ آيا او طلاق گرفته‌ است‌ يا نه‌؟ پس‌ اگر گفت‌: بله،‌ من‌ طلاق گرفته‌ام، كافي‌ است‌، و در بار دوم‌ اگر شك‌ داشت‌ كه‌ از عده‌ بيرون‌ آمده‌ يا نه‌ بايد بپرسد، وقتي‌ گفت‌: بله‌، به‌ همين‌ كفايت‌ كند. اما زنان‌ زناكار معروف‌ ازدواج‌ و با آنها بنابر قول‌ احوط‌ درست‌ نيست، مگر زني‌ كه‌ واقعاً توبه‌ كرده‌ باشد، پس‌ آن‌ وقت‌ ازدواج‌ موقت‌ و دائم‌ با آنهادرست‌ است ( ).

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت 16:17 |

علامه دكتر موسي موسوي

شيعيان امامي بدون هيچ دليل و برهاني در مقابل ادعاهاي فقهاء در مورد فرمانبرداري و اطاعت كور كورانه از ايشان كه آن را تقليد ناميدند، سر فرود آوردند. چنانكه فقهاءادعا كردند انجام فرائض ديني بدون پيروي فقيهي از فقهاء عاطل و باطل ميباش. و بعضي از آنان نيز اينچنين اضافه كردند كه اطاعت از فقهاء نه تنها در مورد مسائل شرعي بلكه بايد در مورد همه مسائل دين و دنيا باشد. و اينگونه بود كه بدعتي بنام >> ولايت فقيه << به ظهور رسيد. و شيعه بيچاره حتي يكبار نيز از خود سوال نكرد كه چرا در صورت پايبندي به كتاب خداوند و سنت رسول وي و فقه روشن امام صادق باز هم اعمال ما عاطل و باطل ميماند؟ و حتي يكبار از خود نپرسيد كه چرا نماز، روزه وحج ما در صورتيكه آن را همانند رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) و مسلمانان ديگر انجام مي دهيم باز هم باطل است؟ و از خود سوال نكرد كه چرا حتي در صورتيكه بجاي آنكسي كه خود را آيت الله (و يا كمتر و بيشتر ميخواند و در وجه تسميه اين القاب خداوند دليلي نفرستاده)، مرجع تقليد ما رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) و امام علي و امام صادق و پيروان آنها و صحابه حضرت رسول (صلي الله عليه وسلم) هستند، باز هم اعمال ما باطل است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت 13:37 |
نويسنده:محمد باقر سجودي

اين علي دوم را هم شيعه قبول دارد هم سني و آن علي اول را فقط شيعه مي شناسد.
و هم سني و هم شيعه ميگويند که رسول الله فقط يک صحابي بنام علي داشته! پس آن علي که شيعه و سني هر دو قبول دارند حقيقي است و علي شيعه ها خيالي است.

سوء پيشينه
در دانش جرم شناسي به سابقه متهم مي نگرند اگر مظنون سوء پيشينه داشته باشد بيشتر به او شک مي کنند.
حالا در افسانه غدير و در افسانه پهلوي شکسته فاطمه حضرت ابوبکر و عمر متهم شده اند شيعه آنها را متهم کرده است!
اگر ما قاضي عادلي باشيم اگر ما پليس با هوشي باشيم بايد براي کشف حقيقت سابقه حضرت ابوبکر و عمر را نيز بررسي کنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 12:8 |
نويسنده:محمد باقر سجودي

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله وحده والسلام والصلاة علي من لا نبي بعده.
در آغاز کتاب دوست دارم به دو نکته اشاره کنم:
اول: باور به توهين کردن يا لعنت فرستادن ندارم. و ميدانم اين گونه اعمال راه به جايي نمي برند و انسان را به هدف نزديک نمي کنند.
اما بعضى جاها آدم ديگر مجبور مي شود پيروان يک عقيده باطل را نادان بنامد! خصوصاً وقتيکه آنها مقدسات را لعن و نفرين مي کنند حد اقل حق داريم که ايشان را جاهل و نادان بدانيم.
دوم: همزمان با نوشتن اين کتاب کشف کردم که اگر پيروان حق به اندازه هواداران باطل کوشش کنند زبان باطل بسته مي شود و چون دليل ندارد به گوشه اي مي خزد و در ميدان اينهمه جولان نمي دهد!
ولي افسوس که پيروان حق به اندازه لازم سعي نمي کنند و رهروان باطل شب و روز در تلاشند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 12:0 |

شيعه ها اوّلين گروهي هستند كه قائل به تجسم شدند, شيخ الإسلام ابن تيميه مي گويد: نخستين افرادي از شيعه كه اين عقيده را اعلام كردند,‌ عبارتند از: هشام ابن الحكم)1(, هشام بن سالم جواليقي, ‌يونس بن عبدالرحمن قمي و ابوجعفر احول)2(.

همة اين افراد از بزرگان شيعه اثناعشري هستند كه به جهميه و معطله پيوستند, و مجموعه اي از روايات آنان, خداوند را با صفاتي سلبي كه بر صفات ثابت خداوند افزوده اند, ياد كرده است, ابن بابويه بيش از هفتاد روايت ذكر كرده كه مي گويد: نمي توان خداوند را به وصف زمان, مكان, كيفيت, حركت و انتقال و ديگر صفات اجسام توصيف نمود و خداوند حس, جسماني و صورت نيست»)3(.

بزرگان شيعه اين روية غلط را برگزيده اند و در كنار آن صفات خداوند را كه در قرآن و حديث آمده نفي و انكار كرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 20:0 |

شيعه ها اوّلين گروهي هستند كه قائل به تجسم شدند, شيخ الإسلام ابن تيميه مي گويد: نخستين افرادي از شيعه كه اين عقيده را اعلام كردند,‌ عبارتند از: هشام ابن الحكم)1(, هشام بن سالم جواليقي, ‌يونس بن عبدالرحمن قمي و ابوجعفر احول)2(.

همة اين افراد از بزرگان شيعه اثناعشري هستند كه به جهميه و معطله پيوستند, و مجموعه اي از روايات آنان, خداوند را با صفاتي سلبي كه بر صفات ثابت خداوند افزوده اند, ياد كرده است, ابن بابويه بيش از هفتاد روايت ذكر كرده كه مي گويد: نمي توان خداوند را به وصف زمان, مكان, كيفيت, حركت و انتقال و ديگر صفات اجسام توصيف نمود و خداوند حس, جسماني و صورت نيست»)3(.

بزرگان شيعه اين روية غلط را برگزيده اند و در كنار آن صفات خداوند را كه در قرآن و حديث آمده نفي و انكار كرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 10:33 |
شيعه هنگامي پيش آمد كه مردي يهودي بنام «عبدالله بن سبأ» تظاهر به اسلام و محبت اهل بيت كرد و دربارة حضرت علي رضي الله عنه غلو نمود و مدعي شد كه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم وي را به جانشيني خويش برگزيده است, و پس از مدتي حضرت علي رضي الله عنه را به درجة الوهيت (خدايي) رساند, كتابها و مراجع شيعي كاملاً به اين مطلب اعتراف دارند. قمي, نوبختي و كشي كه از شيوخ بزرگ شيعه اند در كتابهاي)1( خود به وجود عبدالله بن سبأ اعتراف كرده اند و همگي او را نخستين كسي مي دانند كه مقوله ي امامت و رجعت علي رضي الله عنه را مطرح كرده و به لعن ابوبكر, عمر, عثمان, و ديگر اصحاب رضي الله عنهم پرداخته است, و چه دليلي قوي تر از اعتراف!؟.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 20:33 |

روافض كه امروزه بنام شيعه معروف هستند, معتقدند كه اين قرآني كه در دست ماست, آن قرآني نيست كه بر حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم نازل شده است, بلكه اين قرآن تحريف شده و در آن تغيير و تبديل و كمي و بيشي صورت گرفته است, و جمهور محدثين شيعه قايل به تحريف قرآن هستند, اين مطلب را نوري طبرسي در كتاب (فصل الخطاب في إثبات تحريف كتاب رب الأرباب) بيان كرده است)1(.

محمد بن يعقوب كليني در اصول كافي و در باب (إنه لم يجمع القرآن كلّه إلا الأئمة) از جابر روايت كرده كه وي مي گويد: از ابوجعفر شنيدم كه مي گفت:«هر كس ادعا كند كه قرآن را كاملاً و همانگونه كه نازل شده, جمع كرده است, دروغ مي گويد, هيچ كس قرآن را آنگونه كه نازل شده جمع و حفظ نكرده است مگر علي بن أبي طالب و امامان بعد از او».


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 20:33 |

هدف از خاك نزد روافض خاك قبر حسين رضي الله عنه است, يكي از گمراهانشان بنام محمد بن نعمان حارثي كه به لقب «شيخ مفيد» معروف است, در كتاب المزار نقل كرده كه ابوعبدالله گفت: «خاك قبر حسين شفاي هر دردي است و آن درمان بزرگ است».

عبدالله گويد: كام فرزندانتان را با خاك قبر حسين بماليد.

و مي گويد: از خراسان براي ابي الحسن رضا بغچه اي پارچه فرستادند و در ميان آن مقداري خاك بود, از پيك پرسيدند: اين چيست؟‌ گفت: خاك قبر حسين است, هر گاه پارچه و يا چيزي ديگر مي فرستاد, مقداري خاك در آن مي گذاشت و مي گفت: اين خاك به إذن خدا امان است. مي گويند مردي از امام صادق پرسيد كه خوردن خاك قبر حسين چگونه است؟ امام صادق در پاسخ گفت: هر گاه خاك قبر حسين را خوردي چنين دعا كن: «اللهم إني أسألك بحق الملك الذي قبضها، وأسألك بحق النبي الذي خزنها، وبحق الوصي الذي حل فيها أن تصلي على محمد، وعلى آل محمد وأن تجعله شفاء من كل داء، وأماناً من كل خوف، وحفظاً من كل سوء».


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 20:31 |

انجیل  در مجموعه مقالات « نقد ادیان و مذاهب» در وبسایت رسمی اهل سنت کرمانشاه ، این بار با توجه به تبلیغات گسترده ی مسیحیان ، آیین « مسیحیت » را مورد نقد قرار می دهیم . در ایران نسبت به این آیین شناخت بسیار کمی وجود دارد که بالطبع  این امر به خاطر اندک بودن طرفداران این آیین در مناطق مختلف ایران می باشد . اما متاسفانه پیروان اندک این آیین در ایران با توجه به تغذیه های فکری و مالی از خارج از مرزها ، چند صباحی است تبلیغات کاذب وسیعی را همانند زرتشتیان علیه اسلام و به نفع مسیحیت به راه انداخته اند . از طرفی خبرها از افغانستان و عراق حاکی از آن است که نیروهای آمریکایی و انگلیسی با استخدام عده ی کثیری از روحانیون مسیحی ، قصد دارند بافت مذهبی در این کشورها را تغییر دهند . آن ها با پخش گستره ی کتاب انجیل تحریف شده در میان قشر جوان و خام ، سعی دارند افکار پلید خود را بر آنان تلقین و تحمیل کنند . ( از آن جهت آن را تحریف شده خواندم که خوانندگان سایر مذاهب بدانند که دین اسلام و مسلمانان به انجیلی که به حضرت عیسی ( علیه السلام) نازل شده است اعتقاد و ایمان دارند و ایمان به کتاب های آسمانی از جمله انجیل بر هر مسلمانی واجب است . اما ما مسلمانان معتقدیم که انجیل اصلی تحریف شده و بدین شکل امروزی در آمده است. ) . متنی که در ادامه خواهید خواند 101 تناقض موجود در انجیل می باشد که توسط آقای «شبیر عالی » گردآوری شده است . در ضمن می خواهیم که همه بداننند که این 101 تناقض در انجیل امروزی وجود دارد نه در انجیل اصلی که بر حضرت عیسی (علیه السلام) نازل شده است ( معاذ الله ) .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 23:27 |

 

زرتشت چندی است که در بسیاری از سایت ها و وبلاگ های منتسب به پیروان آیین زرتشتی تبلیغاتی وسیع صورت می گیرد برای گمراه کردن جوانان این مرز و بوم . اینان با حربه ی ناسیونالیسم ایرانی و روحیه ی ملیت دوستی به واپسگرایی و عقب ماندگی ملت و امت قسم یاد کرده اند . لذا برای تحذیر افکار جمعی و پاسخی نه چندان مجمل به این دین به دنیا فروشان واپسگرا  دو مقاله از علامه مصطفی حسینی  طباطبائی را برای دانلود قرار می دهیم .

چند نکته را در رابطه با این دین خرافی و تحریفی لازم می بینم ذکر کنم :

۱- بیش تر سایت ها و وبلاگ های منتسب به پیروی از آیین زرتشت به این شعار " گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک " استناد می کند و آن را شعار آیین خود معرفی می کنند در پاسخ باید بگوییم که این شعار فطرت انسان هاست نه یک مذهب و آیین . هیچ انسانی به گفتار زشت و پندار زشت و کردار زشت متمایل نیست و حتی فاسق ترین و گناه کارترین انسان ها از صمیم قلب و از عمق فطرت خود از آن متنفر است . از طرفی مگر پیروان آیین های دیگر به غیر از این سه شعار دعوت کرده اند که اکنون تنها منادی آن ، آیین زرتشت باشد ؟

لطفا متن کامل و مقاله های علامه حسینی را در ادامه مطلب مطالعه کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 12:6 |