تبليغاتX
اهل سنت کرمانشاه
نابغة عصر حیدر علی قلمداران - رحمه الله-

حقیقت ماجرای غدیر چیست؟!

یکی از مطالبی که در بحث امامت منصوصه غالبا از توجه لازم به آن غفلت می‌‌شود و چندان مورد علاقة مدعیان حبّ آل رسول ص نیست، حوادثی است که در سال دهم هجری رخ داده و زمینه‌ساز اصلی واقعة غدیر است که اطلاع از آن، در فهم درست خطبة غدیر خم، کمال ضرورت را داراست.

خلاصة این واقعه چنانکه در تواریخ اسلامی چون سیرة ابن هشام (۴/۲۷۴) که قدیمی‌‌ترین تاریخ در سیرة رسول خدا است و در سایر کتب تواریخ و تفسیر فریقین از شیعه و سنی از قبیل تفسیر جمال الدین ابوالفتوح رازی( ) که به فارسی تألیف شده و تفسیر ابن کثیر و تاریخ البدایه والنهایه و کتاب مجالس المؤمنین قاضی «نور الله شوشتری» (۱/۴۳) آمده، چنین است: در سال دهم هجری که رسول خدا ص برای انجام و تعلیم حج اسلامی عازم بیت الله الحرام بود، نامه‌‌هایی به رؤسای قبائل عرب و بلاد مسلمین فرستاد و از آنان دعوت کرد که برای انجام حج در مکه حاضر شوند، از جمله نامه‌ای به امیر المؤمنین علی ؛ که در این هنگام در یمن بسر می‌‌برد و أخذ زکات می‌‌نمود، نوشت و حضرتش را دعوت کرد که برای ایام حج در مکه حاضر شود. آن جناب که در این وقت در یمن و یا در راه بازگشت از یمن بود، چون نامة رسول خدا را دریافت داشت با خود اندیشید که اگر بخواهد اموال بیت المال را که بیشتر عبارت بود از شتر و گاو و گوسفند، با خود حمل کند نمی‌‌تواند در موقع مقرر به مکه برسد ناچار آن اموال را به کسانی که همراه حضرتش بودند مانند بریدة اسلمی و خالد بن ولید و غیره واگذار نمود که تحت مراقبت آنان حمل شود و خود با سرعت بیشتر روانة مکه شد و در روز هفتم و یا هشتم ذیحجه خود را به رسول خدا رسانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 11:41 |
آرش امیری

در مورد شيعيان حضرت علي(ع) بايد گفت که آنان هميشه مخالف با عقايد علي بوده اند و فقط به صورت اسمي شيعه هستند و خود را پيرو علي و اهل بيت مي دانند ، ولي در عمل به هيچ عنوان چنين نيستند و خيال مي کنند در آن جهان به محض اينکه بگويند ما شيعه بوده ايم فوري وارد بهشت مي شوند و هر شيعه در خيال خود به شفاعت امامان دلخوش است و بسيار هم مطمئن است ، در صورتيکه در آن جهان از ذره ذره اعمال سوال خواهد شد و تازه بين شيعه بودن با رافضي بودن فرق زيادي است شما که به اهل سنت لقب ناصبي مي دهيد بي مورد است چون آنها به هيچ عنوان با اهل بيت دشمن نيستند ، ولي لقب رافضي واقعا برازنده شماست چون کمتر شيعه اي را مي بيني که از ابوبکر و عمر متنفر نباشد از امام احمد بن حنبل پرسيدند : رافضي چه کسي است ؟ در جواب گفت : کسي که ابوبکر و عمر را دشنام دهد رافضي است . حتي کساني هم از شيعيان که حوصله کتاب خواندن و تحقيق ندارند بدانند هيچ موقع در آن دنيا به ايشان نمي گويند که تو چرا ابوبکر و عمر را لعن نکردي و به خاطر اينکار بيا و برو در جهنم! ولي اگر اينکار حرام و اشتباه باشد(که هست) آن وقت در آن دنيا بايد پاسخگو باشند ، پس اگر ذره اي شک هم داشته باشيد نبايد چنين اعمالي را مرتکب شويد ولي افسوس شيعه شک که ندارد بلکه کاملا به مذهب خود مطمئن است و لعن و نفرين را صواب هم مي داند . در مورد شيعيان حضرت علي(ع) در موارد متعدد از آنها شکوه کرده و بيزاري جسته است در نهج البلاغه خطبه 116 فرموده: به خدا سوگند دوست داشتم که خدا ميان من و شما جدايي اندازد و مرا به کسي که نسبت به من سزاوارتر است ملحق فرمايد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 23:45 |
آرش امیری

در مورد سکولاريسم و جدا بودن دين از سياست مرتب سخنراني مي کنند تا آن را رد کنند و بعضي نيز به قيام و نهضت محمد بن عبدالوهاب ايراد مي گيرند و مي گويند نهضت او جنبه ديني نداشته بلکه جنبه سياسي و گرفتن حکومت بوده است در صورتيکه نهضت امام محمد بن عبدالوهاب به خاطر خرافاتي بوده که در سرتاسر مناطق پخش شده بود و مردم به قبور(مثل قبر زيدبن خطاب) و حتي به درختان متوسل مي شدند (البته از نظر شيعه اين امور خرافات نيست بلکه در عين ديانت است)  و دائم مي بيني که روافض و دشمنان اسلام واقعي به ايشان تهمت وهابي مي زنند در صورتيکه عبدالوهاب نام پدر ايشان بوده و نام خود او محمد بوده پس شايسته بود از نهضت او به نام محمدي ياد کنيم
و اهل سنت در فروع دين داراي چهار امام هستند ، يعني ابوحنيفه و شافعي و احمد بن حنبل و مالک بن انس و دشمنان اسلام و استعمار جهاني براي بدبين کردن مسلمين نسبت به اين دعوت نام وهابي را ذهن همه انداخته اند ، همينطور روحانيون شيعه که مي خواهند با اينکار جلوي گرايش مردم را نسبت به اهل سنت بگيرند تا مبادا وحدتي بين آنان ايجاد شود و مردم در حجاز نيز بيشتر حنبلي هستند ، اما


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 23:43 |
آرش امیری
و اما در مورد حق گفتن ديگر بر کسي پوشيده نيست که حضرت علي(ع) از کسي ترسي نداشته و هر جا لازم بوده سخن درست را مي گفته است و به هيچ عنوان اهل مصلحت و تقيه و دورويي نبوده و آيا کسي که از جنگ کردن نمي هراسد ، آن وقت از گفتن سخن حق تقيه مي کند جايي که او با عايشه و طلحه و زبير روبرو شده است ، آن وقت از ابوبکر تقيه کرده و سخني راجع به خلافت نزده است ، همانطور که عطار نيشابوري نيز در کتاب خود منطق الطير چنين سروده است :

در تعصب مي زند جان تو جوش                             مرتضي را جان چنين نبود خموش
مرتضي را مي مکن بر خود قياس                           زآنکه در حق غرق بود آن حق شناس
همچنان مسـتغرق کارسـت او                               وز خيالـت نيـز بيـزارسـت او
گر چو تو پر کيـنه بودي مرتضا                                جنگ جستي پيش خيل مصطفا
او ز تو مـردانه تر آمـد بسـي                                  پس چرا جنگي نکرد او با کسي
چون بنا حق بود صديق اي عجب                           او چو بر حق بود حق کردي طلب
پيش حيـدر خيـل ام المومنيـن                               چون نه بر منوال دين جستند کين
لاجرم چون ديد چندان چنگ و شور                        دفع کرد آن قوم را حيـدر به زور
آنکه با دختـر توانـد جنـگ کرد                                دانـد او سـوي پـدر آهنـگ کرد
اي پسـر تو بي نشـاني از علـي                            عيـن و يا و لام دانـي از علـي
تو ز عشق جان خويشي بي قرار                           او نشسته تا کند صد جان نثار


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 23:37 |
آيا فرقه هاي وهابي (سلفي) و القاعده حرکت صحيح ودرست در اسلام و گسترش آن مي باشد ؟

الحمدلله،

 از پيامبر صلى الله عليه و سلم روايت شده است كه فرمودند: "امت من به 73 فرقة تبتديل خواهد شد كه همه آنها در دوزخند بجز يك گروه" صحابه سؤال كردند كه: "كدام گروه نجات يابنده است؟" پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمودند: "كسانى كه راه من و اصحاب را در پيش گيرند".

 پس بطور عموم هر كس به قرآن و سنت نزديكتر باشد به راه نجات نزديكتر است.

 مسئله ديگر اينست كه براى دريافتن حقيقت هر فرقه و يا گروهى، بايد مسلكشان را با قرآن و سنت تطبيق دهيم، اگر موافق بود پس راه آنها درست ميباشد و اگر مطابقت نداشت پس آن گروه منحرف هستند، در مورد وهابيت نيز بهمين منوال، بايست اقوال و افعالشان را با قرآن و سنت تطبيق دهيم، ولى تا آنجاييكه ملاحظه كرده ايم اين گروه اعمالشان را مطابق قرآن و سنت و با دليل انجام ميدهند، البته ناگفته نماند که كلمه "وهابيت" لقبى است كه دجل بازان به گروهى از اهل سنت نسبت داده اند ولى در واقع چنين مذهبى وجود ندارد، و اينجا لازم است كه براى روشن شدن اين  مسئله بشرح مفصلترى از وهابيت و سلفيت بپردازيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 9:28 |
شيخ عبدالله عبدالعزيز
زياده روي شيعه در گمراهي به حدي رسيده كه معتقداند زيارت قبر امام حسين در كربلا از حج خانه خدا برتر است، ‌از ابي عبدالله روايت مي كنند كه مي گويد: كسي كه در روز عرفه قبر امام حسين را زيارت كند خداوند براي او يك ميليون حج با امام زمان، ‌يك ميليون عمره با پيامبر،‌آزاد كردن هزار برده و آماده ساختن هزار مجاهد براي جهاد در راه خدا را مي نويسد و خداوند اسم او را «بنده صديق من كه به وعده ام ايمان دارد» مي گذارد و ملائكه مي گويند: فلان كس صديق است چون خداوند از بالاي عرش خود وي را تأييد كرده است و همچنين در سر زمين، ‌او را فرشته مقرب درگاه خدا مي نامند.
در روايتي ديگر آمده كه ابي عبدالله فرمود: كسي كه به نزد قبر امام حسين برود در حالي كه مقام و منزلت ايشان را بشناسد مانند آن است كه صد بار حج كرده باشد.
شيعه ايي كه نتواند قبر امام حسين را زيارت كند،‌ بايد براي جبران خسارت بيست و يك بار حج خانه را انجام دهد تا به درجه زائر قبر حسين برسد. حذيفه پسر منصور مي گويد: ابي عبدالله از من پرسيد چند بار به حج رفته اي؟ عرض كردم نوزده بار، فرمود اگر بيست و يك بار را كامل كني آنچه را كه براي زائر قبر امام حسين مي نويسند براي تو نيز مي نويسند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 10:5 |
شيخ عبدالله عبدالعزيز
عبدالحسين شرف الدين موسوي كتابي موسوم به المجالس الفاخرة في ماتم العترة الطاهرة تأليف كرده و طبق عادت هميشگي خود، به دفاع از بدعت و خرافات عبادتي شيعه پرداخته و همچنان كه از نام كتابش پيدا است با آب و تاب بسيار، مسئله بر پا داشتن مجلس عزا  را ذكر كرده و تلاش كرده گريه كردن پيامبر، ‌بر مرگ پسرش ابراهيم را وسيله ايي جهت مهر تأييد گذاشتن به مجلس عزا و ماتم شيعه قرار دهد.
بله چشمان پيامبرصلى الله عليه وسلم پر اشك بود اما آيا آنچه را كه شيعه در عزاداريهاي خود  انجام مي دهند، ‌انجام داد؟ آيا براي شهادت عمويش حمزه رضي الله عنه  سالروزي گذاشت تا هر ساله مردم را جمع كرده و مانند آخوندهاي شيعه خود را به گريه بزند تا آنها نيز گريه كنند؟ و آيا مجالسي كه موسوي از آنها نام برده مجلس قليان و سيگار و چاي و قهوه بود؟
در بخشي ديگر از كتابش مي گويد: اخلاق و روش ائمه بر گريه و زاري و خود زني مداومت داشته وبه دوستان خود توصيه مي كردند كه مراسم عزا و غم و اندوه براي امام حسين هميشه بر پا شود و نسل پس از نسل ،‌ اين ماتم و حزن را تازه كنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 10:1 |